در محیط تولید کلاس جهانی هر مشتری خواهان کارایی،کیفیت و قابلیت اطمینان با کمترین هزینه امکانپذیر و رقابتی است و عملکرد محصول با استفاده از تکنیکها و استراتژیهای مختلف قابلیت اطمینان بهبود مییابد. در این مقاله یک مدل مفهومی و الگوی عملی جهت برنامهریزی و مدیریت استراتژیکقابلیت اطمینان در توسعه محصولات جدید با فناوری بالا پیشنهاد شده است که با استفاده از برنامهریزی دو سطحی، به تدوین، بهینهسازی و اجرای استراتژیهای قابلیت اطمینانی در دو سطح مدیریتی و فنی میپردازد. برای تدوین استراتژی در سطح مدیریت از مدل ابتکاری TORC استفاده میکند و از طریق مدلی ابتکاری با تلفیق مدل برنامهریزی خطی صفر و یک و ماتریس برنامهریزی استراتژیک کمی و مدل چند شاخصه فازی یاگر به بهینه سازی استراتژیها و یک سوسازی و اتصال آنها با اهداف سازمان میپردازد . برای اجرای استراتژیهای منتخب فنی سطح مدیریت، در سطح مهندسی با رویکردی جدید به تعریف استراتژیهای تخصیص قابلیت اطمینان در محصولات با فناوری بالا و سپس به بهینهسازی این استراتژیها میپردازد. با استفاده از این مدل، مدیران قادر خواهند بود بهترین و مناسبترین تصمیمات و استراتژیهای قابلیت اطمینانی را برای توسعه محصولات جدید با فناوری بالا بکار گیرند و بر این اساس، اهداف عملیاتی ویژهای را تعیین کرده و در نهایت به اهداف کلان سازمان خود دست یابند.
این مقاله گامهای اساسی طراحی برنامه ریزی استراتژیکو نحوه تحلیل متغیرهای اساسی آن را بررسی میکند. از آنجایی که دولتهاه و جوامع محلی درکشورهای توسعه یافته و درحال توسعه به دنبال یافتن شیوههایی جهت مدیریت اوضاع متغیر اقتصادی- اجتماعی و زیست محیطی میباشند تمایل به استفاده از برنامه ریزی استراتژیک در سازمانها اوج گرفته است برنامه ریزی استراتژیک شیوهای است جهت اخذ تصمیمات و انجام فعالیتها برای شکل دهی و رهنمود یک سیستم، آن چه که برنامه ریزی استراتژیک را از دیگر اشکال برنامه ریزی متمایز میسازد، تاکید بیشتر بر فعالیت و اجرا مشارکت از سوی تصمیم گیرندگان کلیدی و تمرکز بر آنچه که واقعا برای جامعه و یا سازمان مطرح است میباشد عامل مهمتر آن که هرچیز برنامه ریزی استراتژیک بر تخصیص منابع کمیاب به مناطق و وظایف حیاتی تاکید دارد. دراین مقاله ابتدا تعریفی از برنامه ریزی آورده شد و سپس برنامه ریزی استراتژیک و انواع مدلهای برنامه ریزی استراتژیک به صورت مبسوط آورده و در ادامه فرایند برنامه ریزی استراتژیک به صورت جدول چهارمرحلهای شرح داده شد و در پایان نیز فواید برنامه ریزی استراتژیک بیان گردید.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تعدیلکنندگی بهرهوری نیروی انسانی در رابطه بین اعتماد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی انجام شد. جمع آوری دادهها براساس پرسشنامههای اعتماد سازمانی دیکینسون( ۲۰۰۹ )، رفتار شهروندی سازمانی راولیز( ۲۰۰۸) و بهرهوری نیروی انسانی هرسی و گلداسمیت( ١۹۸١) صورت گرفت که ضریب آلفای کرونباخ آنها به ترتیب ۴/۸۸%، ۷/۸۸% و ۵/۷۹% بهدست آمد و روایی صوری و محتوایی آنها با استفاده از نظر متخصصان و کارشناسان خبره و روایی سازه به کمک تحلیل عاملی تاییدی تایید شد. یافته ها: یافتههای تحقیق نشان داد که اعتماد سازمانی منجر به بروز رفتار شهروندی سازمانی شده بهطوری که با در نظر گرفتن بهرهوری نیروی انسانی به عنوان متغیر تعدیلکننده، شدت رابطه بین اعتماد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی افزایش مییابد. نتایج: مسیولین و متولیان با سرمایهگذاری در اعتماد سازمانی و مدیریت بهره وری نیروی انسانی میتوانند شاهد ارتقای هر چه سرعت رشد صنایع و توسعه آن در دهههای اخیر حاکی از آن است که کشورمان درحال گذر از یک اقتصاد نیمه صنعتی به صنعتی است.
به همین خاطر در این مقاله سعی بر آن شده است تا ضمن اشاره به مفاهیم اصلی بهره وری، به رویکردها و راه کارهای مختلف افزایش بهره وری پرداخته شود؛ و ضمن تشریح اهمیت بهره وری به تبیین عوامل موثر در ارتقا، ایجاد شرایط لازم برای بهبود بهره وری نیروی انسانی و عوامل موثر در كاهش بهره وری نیروی انسانی نیز پرداخته میشود. زمانی که بهره وری در سازمان وجود داشته باشد به معنای این است که کارایی سازمان نیز افزایش یافته است کارایی سازمان بسته به مهمترین بخش سازمان، نیروی انسانی آن است نیروی انسانی همواره نیاز به تغییر و تحول دارد که از یکنواختی خارج شده و بتواند بهره وری لازم را برای سازمان به وجود آورد همواره سازمانها باید پویا و زند بوده که بتوانند کارکنان و نیروی انسانی خود را کارا و بهره ور کنند. از عوامل دیگر درونی بهره وری که تاثیر زیادی بر افزایش بهره وری دارد و میتواند در بهبود آن نقش بارزی را ایفا کند، آموزش است برخی مطالعات نشان دهنده این واقعیت است که بین آموزش و بهره وری همبسگی مثبت بسیار قوی وجود دارد نیروی انسانی اموزش دیده بوده، از رشد و بهره وری بالایی برخوردار بوده است.
با توجه به ارتباط در حال توسعه میان تغییر غیرارادی تابعیت و بی تابعیتی، این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی سازمانهای وابسته به سازمان ملل و اسناد حقوق بشری مرتبط با تابعیت و کاهش بی تابعیتی زنان را مورد توجه قرار داده است. تا زمان کنوانسیون لاهه مربوط به تعارض قوانین تابعیت مصوب ١۹۳۰ و پروتکل لاهه در زمینه بی تابعیتی مصوب ١۹۳۰ محدودیتی بر دولتها در جهت پیشگیری از بی تابعیتیبه موجب حقوق بین الملل تحمیل نمیشد. خلاصه ماشینی: "در ماده ١۵ اعلامیه با وجود اینکه روشهای حفاظتی اساسی و رویهای بکار گرفته شدهاند تا باعث تعریف محتوی اینکه چه چیزی محرومیت خودسرانه از تابعیت را تشکیل دهند هنجارهای ضعیفتر و کمتری وجود دارند که معیاری را که دولتها براساس آن میتوانند به کسی تابعیت بدهند را محدود میکند به بیان دیگر حق شهروندی در حقوق بینالملل که به صورت کلی بیان شده بوسیله تعداد کمی قانون برای اختصاص مسیولیت اعطای شهروندی افراد خاص در یک دولت بخصوص کامل شده است.
الف) تفسیر بند الف ماده ١۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر بند الف به دو سیستم مرتبط با تابعیت اشاره کرده است که یکی از طریق سیستم خاک و دیگری از طریق سیستم خون میباشد که یک کودک از ابتدا دارای تابعیت خواهد شد ولی آنچه که بنظر میرسد منظور این ماده این است که باید خیلی دقیقتر این بحث بررسی شود بطوریکه در خلال این قوانین شخصی بدون تابعیت نماند وگرنه آنچه مشخص است که هر کشوری یا از روش خون یا از روش خاک استفاده میکند و باعث میشود که کودک در ابتدای تولد خود دارای تابعیت گردد ولی چنانچه کودکی در سرزمینی متولد شود ولی پدر و مادر آتی معلوم نباشند در اینجاست که کشورها باید توجه به ماده ١۵ به این کودک براساس قانون تابعیت خود را اعطا کند هرچند که سیستم خاک برای اعطای تابعیت داشته باشد. در این مورد سوال اصلی این است که اصل وحدت تابعیت زوجین یا اصل تعدد تابعیت زوجین اجرا شود؟ با نگاهی به نظامهای حقوقی ایران و بریتانیا و کنوانسیونهای بین المللی میتوان به این نتیجه دست یافت که بر خلاف نظام بریتانیا، ایران همچنان پس از سالها پیرو نظریهی وحدت تابعیت بوده و تنها در مواردی از نظریهی استقلال نسبی تابعیت پیروی مینماید؛ در حالی که در بریتانیا سالهاست که نظریهی استقلال تام تابعیت زن پذیرفته شده است. لذا بازنگری در قواعد قانون مدنی ایران در باب ازدواج با اتباع بیگانه مندرج در بند۶ ماده ۹۷۶ و ماده ۹۸۷ قانون مدنی و همچنین ماده ۹۸۴ الزامی بهنظر میرسد.
دراین مقاله در خصوص پیش بینی نرخ ارزدر پنج سال آینده از مدل سری زمانی و رگرسیون در نرم افزار GMDH استفاده شده است. نوسانات نرخ ارز به دو جز قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی تجزیه میشوند و تاثیر این نوسانات در کنار دو ابزار سیاست پولی( نقدینگی) و سیاست مالی( مخارج دولت) بر فعالیتهای اقتصادی کشور مورد ارزیابی قرار میگیرد. نتایج حاصل از شوک مثبت( کاهش نرخ ارز یا بهبود ارزش پول کشور )، شوک منفی( افزایش نرخ ارز یا کاهش ارزش پول کشور) و اعمال سیاستهای مالی و پولی نشان میدهند که: ١- تاثیر حاصل از افزایش نرخ ارز( شوک منفی) بر سطح مخارج خانوارها و سطح صادرات چشمگیراست. ۲- واردات کشور نسبت به نوسانات نرخ ارز تاثیر قابل توجهی را نشان نمیدهد. دلار امریکا مهمترین ارز در سراسر جهان به حساب میآید و بیشترین حجم مبادلات بین المللی با استفاده از آن انجام میشود بیش از نیمی از ذخایر مبادلات رسمی ارز در اکثر کشورهای اقتصادی منطقه یورو دومین اقتصاد بزرگ جهان پس از ایالات متحده به شمار میآید.
یکی از مباحث مهم در اقتصاد کلان، رابطه بین شوکهای پولی و نوسانات نرخ ارز در قالب تیوری جهش پولی نرخ ارز است. بر این اساس در بخش اول مقاله اثر یک شوک انبساطی پولی بر نرخ ارز در طی سالهای ١۳۷۰-١۳۸۶ مورد بررسی قرار گرفت و مشاهده گردید که در قالب مدل جهش پولی نرخ ارز، نرخ ارز پس از یک شوک انبساطی پولی، به سطحی بالاتر از مقدار بلندمدت خود جهش نموده و در بلندمدت تعدیل شده و در سطحی بالاتر از سطح اولیه خود قرار میگیرد. پیش بینی روند آتی نرخ ارز به عنوان یکی از پر اهمیتترین و تاثیرگذارترین متغیرهای اقتصاد کلان، همواره مورد توجه بسیاری از پژوهش گران بوده است. به منظور بررسی عملکرد این مدلها در پیش بینی خارج از نمونه نرخ ارز، مقایسهای بین این مدلها با مدل اقتصادسنجی سری زمانی ARIMA انجام گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مدلهای پیشنهادی در این مقاله، دارای عملکرد بهتری نسبت به مدل ARIMA در پیش بینی داخل و خارج از نمونه نرخ ارز براساس معیار RMSE میباشند
شرایط و مجازات معاونت در جرم را در گفتوگو با کارشناسان حقوقی بررسی کردهایم. مصادیق زیادی برای معاونت یا عنصر مادی در جرم وجود دارد که این وکیل دادگستری آنها را طبق ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی شامل تحریک، ترغیب، تهدید، تطمیع، دسیسه، فریب و نیرنگ، سواستفاده از قدرت، تهیه وسایل ارتکاب جرم، ارایه طریق ارتکاب جرم و تسهیل وقوع جرم معرفی میکند. وی در ادامه ماده ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی را نیز مورد توجه قرار میدهد و در این باره میگوید: قانونگذار در این ماده مقرر کرده است در صورتی که در شرع یا قانون، مجازات دیگری برای معاون تعیین نشده باشد مجازات وی به ۴ دسته تقسیم میشود:معاون جرم شخصی است که عناصر مادی ومعنوی جرم اصلی ارتکاب یافته بوسیله مباشر یا شرکای جرم را انجام نداده است، بلکه درشرایطی معین درارتکاب جرم مذکور مداخله کرده است. م.ا و درحقوق لبنان تحریض به جرم درمواد ۲١۷ و ۲١۸ قانون جزای این کشور و متدخل که همان معاون است در مواد ۲١۹ و۲۲۰ پیش بینی شدهاست. ودرحقوق لبنان به شرط آنکه نتیجه حاصله عرفا قابل پیش بینی باشد، معاونت در جرایم غیرعمدی پذیرفته شده است زمان وحدت قصد بین مجرم اصلی ومعاون یا قبل از ارتکاب جرم یا مقارن باارتکاب جرم.
مطمینا در دنیای پرتلاطم امروزی، یکی از موضوعاتی که میتواند جوامع بشری را از اختلافات شخصی و جمعی در امان بدارد، «آشنایی با حقوق متقابل افراد با یکدیگر و قانون» است که مهمترین اثر این آشنایی و آگاهی را میتوان در پیشگیری از وقوع بسیاری از مشکلات حقوقی دانست؛ بنابراین، امروز تلاش داریم تا موضوع «معاونت در جرم» را بررسی کنیم. امکان دارد در ارتکاب جرایم عمدی، علاوه بر مجرم عوامل دیگری نیز حضور داشته باشند؛ حضوری که در روند بروز جرم تاثیرگذار است. معاون جرم کسی است که بدون آنکه خودش در عملیات اجرایی جرم منتسب به مباشر، دخالت داشته باشد، با رفتار خود عمدا وقوع جرم را تسهیل کرده یا مباشر را به ارتکاب آن برانگیخته است. معاونت در جرم در صورتی قابل مجازات است که شخصی به غیر از مرتکب اصلی، جرمی را که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است، یاری و مساعدت کند. برای انجام فعل مجرمانه شخص مجرم و مباشر نقش مستقیم در ارتکاب بزه دارند، اما معاون جرم دخالت مستقیم در وقوع جرم ندارد بلکه به صورت غیر مستقیم دخالت میکند.
همچنین بین شیوه فرزندپروری مقتدرانه با شادکامی و تاب آوری دانش آموزان رابطه معنادار وجود داشت. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه امید به زندگی اشنایدر( ١۹۹١ )، مقیاس تاب آوری کانر و دیویسون( ۲۰۰۳) و پرسشنامه تمایزیافتگی اسکورون( ۲۰۰۰) بوده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین میزان امید به زندگی، تاب آوری و تمایزیافتگی نوجوانان خانواده-های تک فرزند و چند فرزند تفاوت معناداری وجود دارد( P=۰.۰۰١ )، بدین معنی که میزان امید به زندگی، تاب-آوری و تمایزیافتگی در نوجوانان خانوادههای چند فرزند از نوجوانان خانوادههای تک فرزند بیشتر بود. خودکشی یکی از معضلات کنونی در تمامی جوامع است که در دهههای اخیر شیوع بیشتری یافته است. شناسایی عوامل موثر در این اختلال میتواند به پیشگیری از آن کمک کند. از طرف دیگر بر نقش شیوههای تربیتی به عنوان یک عامل تاثیرگذار بر خودکشی تاکید شده است. طرح پژوهش از نوع همبستگی است. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه تاب آوری در برابر خودکشی، مقیاس نابسامانی هیجانی و پرسشنامه سبکهای فرزندپروری بود. برای تجریه و تحلیل دادهها از روش رگرسیون همزمان و گام به گام استفاده شد. سبک مستبدانه نیز مانند نابسامانی هیجانی توانست به صورت منفی و معنی دار تاب آوری در برابر خودکشی را پیش بینی نماید. از این رو در راستای افزایش تاب آوری دانشجویان در برابرخودکشی، آزمودن آموزش تنظیم هیجان به دانشجویان توام با آموزش شیوه صحیح فرزندپروری به والدین توصیه میگردد.
اکثر محققان براین باورندکه عوامل متعددی ازجمله: ویژگیهای درونی، روانی-اجتماعی، حمایت اعضای خانواده و دوستان، در ایجاد و ارتقای میزان تاب آوری افراد نقش دارند. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین شیوههای فرزند پروری با تاب آوری در دانش آموزان انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات مربوط به متغیر تاب آوری از مقیاس کانر و دیویدسون( CD-RISC، ۲۰۰۳) و متغیر فرزند پروری را با پرسش نامه شیوههای فرزند پروری بامریند( ١۹۹١ )، جمع آوری شد. پژوهش حاضراز نوع همبستگی است و دادهها به روش رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه این تحقیق نشان دهنده آن است که بین شیوههای فرزند پروری و تاب آوری رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
نیروی انسانی هر سازمان منبع گرانبهای آن سازمان است که میتواند آن را در راستای نیل به اهدافش یاری نماید. که اهمیت وظیفه بیشترین تاثیر و وجود بازخورد در شغل کارکنان کمترین تاثیر را بر میزان تعهد سازمانی کارکنان دارد. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر ویژگیهای فردی و رضایت شغلی بر تعهد سازمانی کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان کردستان بود. روش ها: این مطالعه توصیفی-همبستگی است که به صورت مقطعی در سال ١۳۹۰ در مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی استان اصفهان صورت پذیرفت. حجم جامعه نمونه با فرمول کوکران معادل ١۲۸ نفر است. برای انتخاب نمونهها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد شده تعهد سازمانی آلن و مایر بهره گرفته شد. به علاوه نتایج نشان داده است، این رابطه معکوس و شدت آن ضعیف بوده است. بهطوری که نتایج نشان داده است، میانگین تعهد سازمانی نیرویهای قراردادی بالاتر از سایر گروهها( رسمی-پیمانی) بوده است. البته این تفاوت میانگین در تعهد تکلیفی و تعهد مستمر نیز مشاهده شده است. اغلب سازمانها برای هدایت و اثر بر نگرشها و رفتارهای کارکنان و نیز اطمینان از اثربخشی وسایل دستیابی به هدفهای سازمان، از مجموعه متنوعی از سازوکارهای کنترل استفاده میکنند.
از این رو با در نظر گرفتن جایگاه ویژه ساختار سازمان و نقش آن در هدایت نگرشها و رفتارهای کارکنان و ابعاد مختلف شغلی، هدف اصلی این پژوهش، مطالعه آثار ساختار سازمانی و ویژگیهای شغل بر رضایت شغلی و تعهد سازمانی است. پژوهش حاضر از نوع پیمایشی بوده و برای جمعآوری دادهها، از ابزار پرسشنامه استفاده میشود. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها و مدل، از آزمونهای ضریب آلفای کرونباخ، تحلیل مسیر( رگرسیون چندگانه) و تحلیل عاملی تاییدی( CFA) استفاده شد. یافتههای پژوهش حاکی از این است که در میان متغیرهای ساختار سازمانی، رسمیت مهمترین عامل اثرگذار منفی بر تنوع وظیفه، هویت وظیفه و استقلال شغلی محسوب میشود. همچنین میتوان تمرکز را به عنوان اصلیترین عامل اثرگذار بر اهمیت وظیفه و بازخور شغلی در نظر گرفت. علاوه بر این در میان متغیرهای مربوط به ویژگیهای شغل، بازخور شغلی بیشترین اثر را بر رضایت شغلی دارد. درنهایت نیز یافتههای پژوهش نشان داد که رضایت شغلی اثر مثبت و معناداری بر تعهد سازمانی کارکنان دارد.
اغلب زوجها انتظار دارند که وجود یک کودک، باعث تحیکم روابطشان شود اما مشکلات و سختیهای فرزند اول معمولا آنها را مضطرب و پریشانخاطر میکند؛ با این حال زوجهای بسیاری نیز هستند که پدر مادر شدن را، راهی برای قویتر شدن خود میپندارند. من به عنوان یک متخصص خانواده، زمانی که در انتظار فرزند اول خود بودم، از تاثیری که قرار بود فرزندم بر همسر و خانوادهام اعمال کند کاملا آگاهی داشتم. این کاهش توقع در بین زنان، مخصوصا مادرانی که دارای فرزند دیگری نیز هستند به وضوح دیده میشود. نارضایتی مادران نسبت به وظیفهشان در نگهداری کودک، از میزان رضایت آنها نسبت به زندگی زناشویی میکاهد. در این پژوهش رابطه بین ترتیب تولد خانوادگی دانشجویان با سبک زندگی آنها بررسی شد. خانواده براساس جایگاهی که دارد، بیشترین تاثیر را بر فرزنددر امور مختلف دارد؛ والدین احساس میکنند فرزندان هنگام ورود به سیستم آموزشی( دبستان و غیره) تحت تعلیم قرار میگیرند و شخصیت ایشان ساخته میشود، اما غافل از آنکه اکثر تاثیرپذیری فرزندان در همان سالهای اولیه و قبل از ورود به سیستم همگانی آموزش و تعلیم است.
پبر این اساس، با اینکه والدین و محققین از تولد فرزند جدید به عنوان یک رویداد پر استرس یاد میکنند اما این رویداد میتواند برای فرزند اول نیز یک بحران روحی عاطفی تلقی شود. با این حال، بررسیهای جدید حاکی از آن است که همهی فرزندان بزرگتر، تغییراتی در رفتارشان نشان نمیدهند؛ درصورتیکه تغییراتی نیز در رفتارشان دیده شود کاملا طبیعی و عادی است و نباید همهی آنها را به دید منفی نگریست. تا کنون نظر بر این بوده است که کودک اول با ورود یک خواهر و یا یک برادر جدید به خانواده احساس راحتی نمیکند و دچار تنش و اضطراب میشود؛ اما تحقیقات جدید از این نظر پیروی نمیکنند. در واقع رفتار فرزند اول نسبت به حضور عضو جدید خانواده، کاملا بسته به شرایط و شخصیتی میباشد که آن کودک دارد. همچنین این رفتار به سن او، طرز مراقبت والدین از او، رابطهی پدر و مادر با یکدیگر و زمینهی خانوادگیاش نیز بستگی دارد.این امر قویا میتواند ناشی از عدم آگاهی از نحوه برخورد صحیح والدین با فرزندان در مراحل مختلف رشد و تکامل و عواقب جبران ناپذیر بر زندگی آینده جوانان باشد که خود لزوم آموزشهای همگانی براساس برنامههای ساختار یافته برای والدین قبل از تولد فرزندان را مطرح مینماید
هدفاز نگارش این مقاله، پرداختن به تربیت دینی براساس رویکرد تجربه دینی و نقد آن براساس آموزههای اسلامی بوده است. روش: در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی و استنتاجی الگوی فرانکنا به استنتاج چیستی و چگونگی اهداف و اصول تربیت دینی این رویکرد پرداخته شده است. در واقع؛ برای شناخت، نسبت ثانوی قایلند؛ در حالیکه در اسلام،تربیت دینی مبتنی بر رویکرد تجربه دینی متناظر با آموزههای اسلامی با توجه به سه عنصر شناختی، عاطفی و ارادی صورت میگیرداین پژوهش با هدف ترسیم و ارایه مدلی برای اهداف تربیت اسلامی و به تبع آن مشخص کردن اهداف کلی، واسطهای و تاکید بر اهداف رفتاری در تربیت اسلامی صورت پذیرفت. چرا که با توجه به مقولههای موجود در مبانی علمی و عناصر این مدل، میتوان گفت که شناخت و تسلط بر ساختار مغز و نحوه تغییرات آن در موقع یادگیری، تفکر و رفتار و حتی در موقع ابراز احساسات، کنترل بر زندگی و روابط درون فردی و برون فردی را میسر نموده و بشریت با این فهم و ادراک، به سمت تحقق انسانیت، صلح و آرامش در جهان، خواهد رسید و اینها همان مولفههایی است که شاید سالها و قرنها پیش در متون تعلیم و تربیت اسلامی و در بین آرای صاحبنظران و فیلسوفان اسلامی وجود داشته است و تحقیق حاضر سعی در استخراج مقولههایی داشته است که این مولفهها را مورد تایید قرار دهد.
ضعف و نارسایی موجود در این زمینه ناشی از پارهای تردیدها و ابهامهایی است که ازجمله آنهاست: ابهام در مبانی تربیت اخلاقی، تضاد موجود بین اهداف تربیت اخلاقی و روشهای آن، ابهام در نتایج آن که متضمن نوعی تلقین و یا رفتار مصنوعی است، ابهام در مورد اصول تحول اخلاقی، وجود مفاهیم و تعابیر متضاد و مختلف از تعلیم و تربیت اخلاقی، وجود مدلهای متعدد، مسیله تمایز بین تربیت اخلاقی و آموزش ارزشها، ضرورت و امکان تربیت اخلاقی، اعتبار مبانی معرفتشناختی آموزش اخلاقی و ارزشی و تردید نسبت به اثربخش بودن آنها. ارایه پاسخ مناسب برای همه این ابهامات مستلزم طرح مباحث مربوط به رویکردها و روشهای تربیت اخلاقی و ارزشی و تدوین و طراحی روشها و رویکردهای مناسب آن است. نویسنده در این نوشتار در پی بیان مسایل مربوط به تربیت اخلاقی و ارزشی، مفهومشناسی تربیت اخلاقی و ارزشی و طرح مختصر روشها و رویکردهای تربیت اخلاقی و ارزشی است و بر این باور است که طرح و تبیین و توصیف روشها و رویکردهای فوق در رفع ابهامات و مشکلات مطرحشده موثر خواهد بود.
مقاله حاضر با هدف بررسی تصویر سازمانی و عوامل موثر بر آن در دانشگاه پیام نور لارستان انجام شده است. ژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تصویر سازمانی ادراک شده کارکنان سازمانهای ورزشی شهر اصفهان بر مدیریت تغییر آنها در سازمان با توجه به نقش هوش هیجانی به عنوان متغیر میانجی انجام شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد تصویر سازمانی ادراک شده کارکنان سازمانهای ورزشی اصفهان به صورت مستقیم و با وزن رگرسیونی ۴۰/۰ بر هوش هیجانی آنان اثرگذار بوده است( ۰۰١/۰=P ). هوش هیجانی به صورت مستقیم و با وزن رگرسیونی ۳۵/۰ بر مدیریت تغییر کارکنان تاثیر داشته است( ۰۰١/۰=P ). همچنین، تصویر سازمانی ادراک شده کارکنان بصورت غیر مستقیم و با وزن رگرسیونی ۶۳/۰ بر مدیریت تغییر آنان اثرگذار بوده است( ۰۰١/۰=P) . نتیجه گیری: با توجه به تاثیر هوش هیجانی بر مدیریت تغییر کارکنان سازمانهای ورزشی شهر اصفهان، ارتقا این سازه میتواند در گسترش تواناییهای کارکنان در جهت اعمال تغییرات سازمانی به صورت مطلوب موثر باشد.
یافتههای این تحقیق نشان میدهد بین فرهنگ سازمانی با تصویر و هویت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد، که شدت این رابطه در همبستگی بین مولفه درگیری در کارها و هویت سازمانی بیشترین و در همبستگی بین مولفه ماموریت و هویت سازمانی کمترین است. امروزه بسیاری از سازمانها زمان، منابع و تلاش بسیاری را صرف ایجاد تصویری تاثیرگذار از سازمان یا کسب و کار خود میکنند؛ چرا که هر گاه سازمانی تصویر مثبتی داشته باشد، مخاطبان، ذینفعان و مشتریان آن، عموما رفتارها و تصمیمات آن سازمان و نیز تجربههای خود با آن را مثبت تلقی خواهند کرد؛ درحالیکه اگر این افراد یا گروهها در ذهن خود تصویری منفی از آن سازمان داشته باشند، عملکرد و رفتار آن سازمان نزد آنها به شکلی غیرواقعی تحت تاثیر تلقیها و برداشتهای منفی خواهد بود. نظر به اهمیتی که مفهوم تصویر سازمانی برای سازمانها و نهادهای مختلف دارد، تحقیق حاضر با دو هدف «اکتشافی» و «آزمون فرض» و با استراتژی مطالعه موردی انجام گرفته و گردآوری اطلاعات نیز در آن به سه شیوه کتابخانهای، تحلیل محتوا و پیمایشی بوده است. نهایتا، در دانشگاه امام صادق( ع) مولفههایی همچون هویت و فرهنگ دانشگاه، دانشآموختگان، گزینش و سایر عوامل بدو ورود، شهرت و پیشینه خاص، ویژگیها و عملکرد بخشهای مختلف، محیط فیزیکی و نمادها، کارکنان در تماس با مخاطبان بیرونی و پوشش رسانهای اخبار و مراسم مهمترین عوامل تاثیرگذار بر تصویر این دانشگاه شناسایی شدهاند.