لیست جدید ترین فایل های پاورپوینت جهت دانشجویان آماده گردید ، تمامی فایل های پاورپوینت مربوطه قابل ویرایش می باشند. جهت دانلود پاورپوینت ها بر روی لینک های مربوطه کلیک نمایید
لیست جدید ترین فایل های پاورپوینت جهت دانشجویان آماده گردید ، تمامی فایل های پاورپوینت مربوطه قابل ویرایش می باشند. جهت دانلود پاورپوینت ها بر روی لینک های مربوطه کلیک نمایید
تعلیم و تربیت در توسعه ،پیشرفت و دوام فرهنگ ملی موثر است. موسسات تربیتی در توسعه و تکامل منابع و استعدادهای انسانی جامعه نقش اصلی را دارند. مدارس، دانشگاهها و دانشکدهها موثرترین و قدرتمندترین پایگاههای اجتماعی برای نیل به مهارتهای عقلانی، معرفت، فهم و شناخت لازم برای تصمیم گیری خردمندانه اند. این موسسات بهطور مستقیم و غیرمستقیم عامل عمده پیشرفتهای اجتماعی هستند و این پیشرفتها با معرفت، هنر، تکنولوژی، شعور اجتماعی و دیگر موارد ضروری برای رشد ملی ارتباط دارد، تعلیم و تربیت باید نیازها و خواستههای اجتماع را برآورد. در دهه کنونی مدارس دولتی و غیردولتی باید تندرستی و سلامت دانش آموزان را در جریان تلاش برای یک زندگی شاد، پربار و شکوفا کننده استعداد مورد توجه قرار دهند. تربیت بدنی به عنوان جلوهای از جریان کلی تعلیم و تربیت، فرایندی است آموزشی- تربیتی که هدف آن بهبود بخشیدن به اجرا و رشد انسان از طریق فعالیتهای جسمانی است و در صورت آموزش صحیح و اصولی نقش شایان توجهی را در فرایند تعلیم و تربیت ایفا خواهد کرد، در صورتی که عوامل آموزشی به درستی مورد توجه قرار گیرند درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش به هدفهای خود نایل شده و میتواند در خدمت اهداف کلی نظام تعلیم و تربیت کشور قرار گیرد. عوامل آموزشی درس تربیت بدنیدارای ابعاد متعددی است که در این مقاله عواملی نظیر نیروی انسانی( معلمان تربیت بدنی، مدیران مدارس) کیفیت آموزشی معلمان تربیت بدنی، امکانات( وسایل و تجهیزات و فضاهای ورزشی )، وضعیت مالی، نظارت و کنترل، همکاری اولیای دانش آموزان در جهت ترویج تربیت بدنی و اجرای طرحهای ملی را شامل میشود.
در این مقاله در راستای ارایه تیوریهای مربوط به مهاجرت نخست به بیان مبانی نظری در خصوص پدیده مهاجرت پرداخته و سپس مدلهای جاذبه و دافعه را تعریف نموده و به دو مدل روانشتاین و اورت اس لی در این رابطه اشاره میگردد. در ادامه نظرات زیمپ و استافر لاوری و راجرز اسکوتز و شاستاد مطرح میگردند سپس ضمن ارایه تعاریفی از الگوهای توسعهای مهاجرت نظریه الگوی اقتصاد دو بخش توسعه آرتور لوییس طرح گردیده و به دنبال ان مدل سرمایه گذاری انسانی و هزینه و فایده شاستاد و داونز ارایه میگردد. در این مقاله در راستای ارایه تیوریهای مربوط به مهاجرتنخست به بیان مبانی نظری در خصوص پدیده مهاجرت پرداخته و سپس مدلهای جاذبه و دافعه را تعریف نموده و به دو مدل روانشتاین و اورت اس لی در این رابطه اشاره میگردد. در ادامه نظرات زیمپ و استافر لاوری و راجرز اسکوتز و شاستاد مطرح میگردند سپس ضمن ارایه تعاریفی از الگوهای توسعهای مهاجرت نظریه الگوی اقتصاد دو بخش توسعه آرتور لوییس طرح گردیده و به دنبال ان مدل سرمایه گذاری انسانی و هزینه و فایده شاستاد و داونز ارایه میگردد. این تحرک باید به تغییر محل اقامت معمولی فرد از مبدا یا محل اقامت قبل از مهاجرت وی، به مقصد یا محل اقامت جدید بینجامد. بنا به تعریفی دیگر مهاجرت عبارت است از جابه جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر به منظور کار یا زندگی. به بیان دیگر مهاجرت ترک سرزمین، خویشاوندان و دوستان و اقامت در محلی دیگر است و مهاجر کسی است که از جایی به جای دیگر برود و یا از سرزمینی به سرزمین دیگر هجرت کند. بهطور کلی در خصوص عوامل موثر در شکل گیری مهاجرت، دیدگاههایی متفاوت وجود دارد. در مورد مهاجرتهای روستا- شهری کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، جمعیتی، ارتباطی، اداری و غیره موثر هستند. علل مهاجرتهای روستا شهری با انواع مهاجرت متناسب با بیکاری، فقر عمومی، امکانات شهری، کسب پایگاه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، رشد جمعیت و محدودیت کشاورزی، تفاوت درآمدی بین ساکنان شهری و روستایی ارتباط دارد.
یکی از شاخههای فرعی اقتصاد دانش است؛ مدیریت دانش، کاملا یک روش جدید مدیریت را معرفی میکند. این مفهوم بر تبدیل موهبتهای عقلانی کارکنان و سازماندهی نیروهای سودمند درونی اعضا کارکنان – نیروی رقابت و ارزش جدید- عمل میکند. مدیریت دانش بر پیوند اطلاعات با اطلاعات، اطلاعات با فعالیتها و اطلاعات با فرد- برای تحقق اشتراک دانش( از قبیل دانش ضمنی و دانش صریح) توجه دارد؛ و با مدیریت اطلاعات کاملا متفاوت است. در این مقاله سعی شده با کالبدشکافی ماهوی و شکلی در راستای شناسایی عناصر سازنده مدلهای ارزیابی مستخرج از تحقیقات قبلی در خارج از کشور و ایران، علاوه بر اینکه میخواهیم زاویه دید متفاوتی از منظر دانشگاه ها، سازمانهای متولی امر تجاری سازی دانش و همچنین دولتها داشته باشیمدر تاریخچه مدیریت دانش، برخی از تیوریسینهای مدیریت به تکامل مدیریت دانش کمک کردهاند که از میان آنها میتوان به افرادی چون پیتر دراکر، پل استراسمن و پیتر سنج در ایالات متحده اشاره کرد. مدیریت دانشفرایندی است که طی آن سازمان به تولید ثروت از دانش یا سرمایه فکری خودمیپردازد( Nonaka&Takuchi,١۹۹۵) مدیریت دانش یعنی استفاده خلاق، موثر و کارآمد از کلیه دانشها و اطلاعات در دسترس سازمان به نفع مشتری و در نتیجه به سود سازمان( McDonald, ۲۰۰۲) مدیریت دانش استفاده از تجربه و دانش فردی و جمعی از طریق فرایند تولید دانش، تسهیم دانش و بکارگیری آن به کمک فناوری به منظور دستیابی به اهداف سازمان( بقایی نیا، ۱۳۸۶) مدیریت دانش بکارگیری سرمایه فکری برای تفوق سازمان در رقابت با سازمانهای همتا، همچنین پاسخهای نوآورانهای برای چالشهای جدید و اهرمی برای عمل و یک میانجی است( علاقه بند، ۱۳۸۲) مدیریت دانش به عنوان جمعآوری، توزیع و استفاده کارا از منابع دانش تعریف شدهاست. ( داون پورت، ۱۹۹۸ ). مدیریت دانش به عنوان مجموعهای از رویهها، زیرساختها و ابزارهای فنی و مدیریتی است که در جهت خلق، تسهیم و بکارگیری اطلاعات و دانش در درون و بیرون سازمانها طراحی شدهاند( بون فور، ۲۰۰۳ ). مرکز بهرهوری و کیفیت آمریکا، مدیریت دانش را فرایند گسترده کسب، سازماندهی، انتقال و استفاده از اطلاعات در سازمان میداند. تعاریفی که سایر نظریه پردازان از مدیریت دانش ارایه مینمایند ما را در شناخت هر چه بیشتر آن یاری میرساند.
فناوری اطلاعات و ارتباطات، دولت الکترونیکی، اینترنت، استراتژی، تکنولوژی اطلاعات. در دولت الکترونیک دولتها حرکت خود را برای ارایه خدمات خود به صورت آنلاین در فرآیندهای کاری و ایجاد تعامل بیشتر با شهروندان آغاز کرده اند. توسعه فناوری اطلاعات و نگرش نو به این توسعه از طریق اینترنت و صفحات وب متغیرهای جدیدی را در زندگی جوامع پدید آورده است که بر برنامههای اقتصادی و اجتماعی دولتها تاثیر گذار شده است. کاربرد فناوری اطلاعات و ارلباطات جهت ارایه خدمات دولتی به جامعه که از آن تحت عنوان دولت الکترولیک نام میبرند، ابتکار عمل جدیدی است که قصد دارد، تا زمینه دسترسی شهروندان به خدمات عمومی را از طربق رسانههای الکنرونیک فراهم کند و روابط مدیریت دولتی و شهروندان را به گونهای جدبد یایه ریزی نماید. آنجه که در این نوشته میخوانید، طرح برخی از زوایای دولت الکترونیک همچون سنخ شناسی دولت الکترونیک. هدف در این مقاله معرفی اجمالی دولت الکترونیکی بوده است. دولت الکترونیکی، مطلبی نو و جدید در دنیای پیشرفتهای مبتنی بر فنآوری اطلاعات میباشد. و به همین دلیل مفاهیم و مطالب وابسته به آن بسیار پراکنده و بعضا متناقص میباشند. در این مقاله سعی شده است که مطالبی منسجم از این منابع پراکنده استخراج و ارایه گردد. در ادامه مقاله به مزایا و معایب دولت الکترونیکی، رسانه منتخب برای دولت الکترونیکی، انتظارات که مردم از دولت الکترونیکی دارند، مشکلات پیاده سازی یک دولت الکترونیکی و مطلبی تحت عنوان مردم سالاری الکترونیکی خواهیم پرداخت. در لابلای مطالبی که ارایه میگردند. بعضا مثالهایی از گزارشها و تحقیقات مختلف که به صورت عملی انجام شدهاند، آورده خواهد شد. رشد فناوریها به ویژه فناوری اطلاعات و فراگیر شدن آن در سطح جامعه تغییرات گستردهای را در ابعاد مختلف زندگی انسانها پدید آورده است. این فناوریها امروز با نرخی فزاینده و به صورت تصاعد هندسی در حال رشد است و به صورت نماد عصر حاضر در آمده است. رشد فزاینده این فناوریها در تمامی پدیدهها ازجمله دولت و موسسات دولتی تاثیرات شگرفی بر جای میگذارد. دولتها در عصر جامعه اطلاعاتی میبایست برای برآورده کردن نیازها و انتظارات شهروندان خدمات ومحصولات خود را بهطور روزافزون کیفیتر و مطلوبتر نمایند.
بر این اساس، توجه فزایندهای در میان پژوهشگران و مدیران سازمانی در خصوص این موضوع به وجود آمده است. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی مشابه، به دنبال معرفی مبانی نظری مستحکمی برای بناگذاشتن تعاریف مختلف در خصوص مدیریت استعداد است؛ ازاینرو، از طریق اجرای پژوهشی کیفی در خصوص تحلیل تحقیقات سابق و با استفاده از روش تحقیق تحلیل مضمون و روش نمونهگیری نظری، به دستهبندی هشتگانه جدیدی از نگاه به استعداد دست یافته است. در نهایت، هشت دسته تعریف برای مدیریت استعداد ارایه شده که بر دستهبندیهای پیشنهادی مذکور ابتنا شده است. واژهی ” مدیریت استعداد”، ” استراتژی استعداد ”، ” مدیریت جانشینی ” و ” طرحهای مربوط به منابع انسانی ” ازجمله مواردی هستند که به صورت پایاپای در این حوزه مورد استفاده قرار میگیرند . به عنوان مثال، مفاهیم و بیانیههایی که در زیر به آنها اشاره شده است را به عنوان فرایندهایی که در بخش مدیریت افراد موجود در سازمان¬ها به کارگرفته میشود، در نظر بگیرید . ( جکسون و شولر، ۱۹۹۰، صفحه ۲۳۵) • …تلاشهای آگاهانه و اصولی صورت گرفته از سوی یک سازمان میتواند بخش مدیریت را در جایگاهی کلیدی قرار داده و از طرفی نیز باعث تشویق پیشرفت افراد موجود در سازمان شود. امروزه سازمانها بخوبی دریافتهاند که به منظور موفقیت در اقتصاد پیچیده جهانی و نیز ماندگاری در محیط رقابتی کسب و کار، به داشتن بهترین استعدادها نیاز دارند. همزمان با درک نیاز به استخدام، توسعه و نگهداشت استعدادها، سازمانها دریافتهاند که استعدادها منابعی بحرانی هستند که برای دستیابی به بهترین نتیجهها نیازمند مدیریت میباشند. در گذشته دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ مدیریت استعدادبه عنوان یک مسیولیت جنبی به دپارتمان پرسنلی محول شده بود، در حالیکه امروزه مدیریت استعداد به عنوان یک وظیفه سازمانی که مسیولیت آن به عهده تمام دپارتمان هاست، بسیار جدیتر موردنظر قرار گرفته است. بی شک عصر حاضر، عصر سازمانهاست و متولیان این سازمانها، انسانها هستند؛ انسانهایی که خود به واسطه در اختیار داشتن عظیمترین منبع قدرت؛ یعنی تفکر، میتوانند موجبات تعالی، حرکت و رشد سازمانها را پدید آورند. در سالهای اخیر، در سازمانهای ایرانی، مبحث پرورش و توسعه نیروی انسانی در قالبهای گوناگونی، نظیر: شناسایی و پرورش استعدادها، جانشین پروری، مدیران آینده، مدیران سایه و …. مورد توجه قرار گرفته است.
مدیریت ارتباط با مشتری( CRM) به اقدامات، استراتژیها و تکنولوژیهایی گفته میشود که شرکتها برای مدیریت و تجزیه و تحلیل تعاملاتشان با مشتری در طول چرخهی حیات او و با هدف بهبود ارتباطات تجاری و افزایش فروش به کار میگیرند. در این مقاله میتوانید در این باره بیشتر بخوانید. سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری( CRM) میتوانند به کارمندانی که ارتباط مستقیم با مشتریان دارند، اطلاعاتی دربارهی شخصیت، تاریخچهی خرید، علایق و نگرانیهایشان بدهند. ممکن است شما از امکانات نرم افزارCRM و مدیریت ارتباط با مشتری شنیده باشید. خوب CRM فقط یک نرم افزار نیست بلکه بیشتر از آن است. نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری یک مولفه حیاتی است، و کل کسب و کار نیاز به درک مدیریت ارتباط با مشتری در تمام بخشها و عملکردهای کسب و کار برای تشکیل رفتار مناسب برای مدیریت CRM دارد. کسب و کاری میتواند کارآمدتر شودکه مشتری با کسب و کار ارتباط برقرار کند، در عرض چند ثانیه نماینده خدمات مشتری میتواند فایلهای مشتریان را تولید کند. این به کارمند همه اطلاعات در مورد مشتری و تعامل آنها با کسب و کار را میگوید. بنابراین مدیریت ارتباط با مشتریموجب صرفه جویی در وقت برای کسب و کار میشود و میتواند به کارکنان کمک کند تا سطح بالایی از خدمات شخصی را ارایه دهند. مدیریت ارتباط با مشتری از سه بخش؛ مشتری، روابط و مدیریت تشکیل شده است. منظور از مشتری، مصرف کننده نهایی است که در روابط ارزش آفرین نقش حمایت کننده را دارا میباشد. منظور از روابط، ایجاد مشتریان وفادارتر و سودمندتر از طریق ارتباطی یادگیرنده میباشد و مدیریت عبارتست از خلاقیت و هدایت یک فرآیند کسب و کار مشتری مدار و قرار دادن مشتری در مرکز فرآیندها و تجارب سازمان. مدیریت ارتباط با مشتری از اهرمهای بازاریابی، عملیات، فروش، سرویس دهی به مشتریان، مدیریت منابع انسانی، طرح و توسعه، مالی، فناوری اطلاعات و اینترنت به منظور حداکثر سازی کسب سود در ارتباط با مشتری استفاده میکند.
کنترل و خود کنترلی از مهمترین ابزارها و وسایل، برای نیل به اهداف سازمانی( کارایی و اثربخشی) و اهداف فردی و الهی( در ابعاد معنوی) است. در این میان الگوگیری از نظامهای مطلوب مدیریتی در دوران رهبری ایمهی اطهار علیهم السلام نیز از اهمیت خاصی برخوردار است؛ به خصوص دوران پر برکت حکومت و مدیریت الهی امام على( ع )، که یکی از نمونههای عالی و عینی مدیریت مطلوب میباشد. این پژوهش گویای این حقیقت است که راهکارهای تقویت خودکنترلی از دیدگاه امیر مومنان( ع) مبتنی بر سه روش عمده ی: تقویت ایمان و ترویج ارزش هاى اسلامى، اصلاح گزینش، تامین رفاه کارکنان میباشد. در صورتی که بتوان وجدان کاری افراد را بیدار وآنها را خودکنترل کرد، در بسیاری از هزینههایی که صرف نظارت و کنترل بیرونی میشود، صرفه جویی خواهد شد و میتوان این منابع را صرف آموزش و بهبود وضعیت نیروهای انسانی کردخودکنترلی به معنای کاربرد درست هیجانها تلقی میشود و اعتقاد بر این است که قدرت تنظیم احساسات، موجب افزایش ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطرابها افسردگیها یا بی حوصلگیهای متداول میشود( مایر و سالووی،۱۹۹۷) .انتقال از کنترل توسط عوامل بیرونی( دیگر کنترلی) به سوی عوامل درونی( خودکنترلی) یکی از مهمترین تکالیف رشد فردی محسوب میشود( بروس دونکان پری، به نقل از ایزکیان، ۱۳۸۱ ). همچنین خودکنترلی فرایند غلبه بر رفتارها، تکانه ها، احساسها یا علایق خودکار یا درونی است که در غیر این صورت با رفتار هدف مدار تعارض پیدا میکند. بدون خودکنترلی، فرد درگیر رفتارهای خودکار، عادتی و درونی خواهد شد( موراون، گاگن و روزمن[۱]،۲۰۰۸) . خودکنترلی را به عنوان تاخیر خشنودی و از نظر عملیاتی طول زمانی که فرد برای رسیدن به پیامد ارزشمند، ولی دیرآیندتر منتظر میماند توصیف کرده اند( چاپل و هوپ[۲]،۲۰۰۳) ارتباط بین تکانشگری و هیجان طلبی، دلالت بر این دارد که از انحرافات شناختی با نقص تحمل تاخیر خشنودی و ناتوانی در نظر گرفتن پیامدهای رفتار مرتبط میباشد که ممکن است زمینهای را برای عملکرد این خصیصه ایجاد نماید و منجر به برخی از مشکلات خودکنترلی گردد
کمرویییک توجه غیرعادی و مضطربانه خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که در نتیجه آن فرد دچار نوعی تنش روانی- عضلانی شده، شرایط عاطفی و شناختی اش متاثر میگردد و زمینه بروز رفتارهای خام و ناسنجیده و واکنشهای نامناسب در وی فراهم میشود. مدرسه به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه اجتماعی کودکان میتواند نقش تعیین کنندهای در تقویت کمرویی یا پرورش مهارتهای اجتماعی آنان ایفا کند. هر گونه تغییر در نگرشها و بازخوردهای فرد کمرو نسبت به خود و محیط اطراف، مقدمه لازمی برای خود پنداری و تغییر رفتار خواهد بود. کم رویی یک پدیده پیچیده روانی- اجتماعی است. کم رویی یک صفت یا ویژگی ارثی( ژنتیکی) نیست، بلکه اساسا در نتیجه روابطنادرست بین فردی وسازش نایافتگیهای اجتماعی در مراحل اولیه رشد( در خانه و مدرسه) پدیدار میگردد. بدیهی است کودکان کم رو عموما متعلق به والدینی هستند که خودشان کم رویی دارند. لیکن این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان کم رویی را از طریق ژنهای ناقل از والدین خود به ارث برده اند، بلکه اساسا بدین معناست که کم رویی را از آنها یاد گرفته اند. کمرویی یعنی خودتوجهی فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران زیرا کمرویی ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد. عوامل مختلفی در به وجود آمدن کمرویی موثراند بعضیها از دوران کودکی گوشه گیر و خجالتی هستند که ممکن است تا پایان عمرشان همچنان خجالتی باقی بمانند ولی عدهای با گذشت زمان و شرکت در کارهای اجتماعی و برخورد با افراد مختلف رفتاری متعادل و اجتماعی را پیش میگیرند. کمروییمقولهای نا روشن است. هرچه نزدیکتر بنگریم تنوع بیشتری در آن مشاهده میکنیم. فرد کمرو هشیارانه از مواجحه با افراد یا چیزهایی مشخص یا انجام کاری همراه با آن بیزار است. بخصوص ترس از افرادی که به دلایل عاطفی تهدید کننده بشمار میآیند. بیگانگان یا افراد ناشناس بدلیل تازگی حضورشان یا عدم اطمینان به آنان یا مسیولان یا افراد با قدرت و افراد جنس مخالف. پی آمدهای منفی و شدت کمرویی هر قدر باشد باز هم میتوان بر مشکل غلبه کرد و برای انجام این کار لازم است ریشههای کمرویی را بشناسیم و آنوقت برنامهای مناسب برای تغییر پایهای آن طرح ریزی کنیم.