این رویکرد توصیفی بیشتر روی باورها و درک افراد از عدالت تاکید دارد و به اینکه چه چیزی واقعا عادلانه است کاری ندارد. بنابراین زمانی که کارکنان احساس کنند رفتار ناعادلانهای با آنان صورت گرفته، رفتار شهروندی سازمانی، که منجر به اثربخشی، توانمند سازی و بقای سازمان میگردد، کمتر مشاهده خواهد شد. تحقیق نشان داد که برقراری عدالت سازمانی تاثیر مستقیم در رفتار مثبت شهروندی خواهد داشت و بین عدالت سازمانی با ۴ متغیر از ۵ متغیر رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد. رابطه بین عدالت سازمانی و رفتار شهروندی مثبت است و با بالا رفتن عدالت سازمانی، رفتار شهروندی هم بالا میرود. در نتیجه توجه بیشتر مدیران سازمان به این دو متغیر یک نیاز ضروری و اساسی میباشد. سازمان و سازمانیافتگی جز جدانشدنی زندگی ماست. ما قبل از تولد و در رحم مادر توسط سازمانهایی مراقبت میشویم، در یک سازمان پزشکی چشم به جهان میگشاییم، در سازمانهای متعدد آموزش میبینیم و بموقع در یک سازمان مشغول کار میشویم و همزمان با سازمانهای متعدد رابطه و سر کار داریم و نهایتا در یک سازمان با مراسم خاص تشییع و تدفین صحنه نمایش جهانی را ترک میکنیم. بنابراین افراد بیشتر عمرشان را در سازمانها یا در رابطه با سازمانها سپری میکنند و این موضوع نشاندهنده اهمیت جایگاه سازمانها در دنیای کنونی است. تحقیقات نشان دادهاند که فرایندهای عدالت نقش مهمی را در سازمان ایفا میکنند و چطور برخورد با افراد در سازمانها ممکن است باورها، احساسات، نگرشها و رفتار کارکنان را تحت تاثیر قرار دهد. رفتار عادلانه از سوی سازمان با کارکنان عموما منجر به تعهد بالاتر آنها نسبت به سازمان و رفتار شهروندی فرانقش آنها میشود.
مقاله حاضر به ویژگیهای نظامهای ارزی ثابت، شناورآزاد، شناورمدیریت شده وخزنده مرزدار میپردازد. در این خصوص دو رویکرد سنتی و جدید ارایه شده است. در حالی که رویکرد جدید به پدیدههای "ناموزونی" و "آسیب پذیری از بحران" میپردازد. انتخاب نظام ارزی نه تنها بستگی به درجه اهمیت هر یک از معیارهای سنتی و جدید از دیدگاه مسیولین و سیاستگزاران اقتصادی دارد بلکه بهنظر میرسد ملاحظات سیاسی نیز نقش مهمی در این انتخاب داشته باشد. هدف این تحقیق، انتخاب نظام ارزی بهینه برای اقتصاد ایران زیر سایهی قواعد مختلف سیاست پولی در مواجه با شوکهای داخلی و خارجی است. بدین منظور، واکنش متغیرهای کلیدی اقتصاد کلان نسبت به شوکهای نرخ بهره و رابطهی مبادله، تحت قواعد سیاست پولی تثبیت نرخ ارز، هدفگذاری تورم( شناورسازی) و تیلور با هدف نرخ ارز( ترس از شناورسازی) بررسی شده است. نتایج نشان میدهد که تاثیر شوکهای نرخ بهره و رابطهی مبادله بر متغیرهای اقتصاد کلان بهطور معناداری به کانالهای قواعد پولی بستگی دارد، بهطوری که هر یک از شوکها تحت قاعده سیاستی تیلور با هدف نرخ ارز منجر به نوسانات بیشتر سرمایهگذاری و تولید کل در هر دو بخش قابل تجارت و غیر قابل تجارت خواهد شد، اما واکنشهای تورم و نرخ ارز تحت این قاعده متقاعد کننده تر است، در حالی که تحت قاعدهی هدفگذاری تورم، هر چند متغیرهای سرمایهگذاری، مصرف و تولید با نوسانات کمتری همراه است، اما واکنشهای تورم و نرخ ارز واقعی تحت این قاعده شدیدتر است. در مجموع چنین استنباط میشود که قاعده تیلور با هدف نرخ ارز، در تثبیت نرخ ارز واقعی و تورم از عملکرد بهتری برخوردار است. نتیجهی کلیدی این است که در گذار به سمت نظام ارزی شناور آزاد، مقامات پولی ایران از نظام ارزی میانه پیروی کنند. این نوشتار با بررسی طیف مختلف نظامهای ارزی نشان میدهد که دستهبندیهای مرسوم دوگانه( شناور و ثابت) و سهگانه( شناور، میانی و ثابت)_ برای پاسخگویی به تمام سوالات_ دقت اقتصادی لازم را ندارند و تفاوتهای مختلف بین نظامهای ارزی را به خوبی نشان نمیدهند. این موضوع از این نظر اهمیت دارد که پیامدهای بسیاری از نظامهای ارزی را _علیرغم شباهتهای موجود_ نمیتوان یکسان دانست.
مبحث علم دینی، یکی از مباحث چالشی است که با دو رویکرد مخالف و موافق همراه است. یکی از موافقان نظریهٴ علم دینی، آیت الله جوادی آملی دامظله است. در مسیلهٴ چگونگی تحقق علم دینی، رویکرد حداکثری را به دین میپذیرند و معتقدند که دین، شامل تمام علوم میشود و علم غیردینی وجود ندارد. دیدگاه حداکثری علم دینی، دارای سه مرحله است: ١. قرار دادن عقل در هندسهٴ معرفت دینی؛ ۲. تنفیذ شرع بنای عقلا را؛ ۳. تبیین کلیات علوم با دلیل نقلی. این مراحل به صورت تکاملی، همه علوم را در بر میگیرد. استاد جوادی آملی جداانگاری علم و دین را محصول تصوری ناصواب از علم و دین، و تبیین نسبت واقعی علم و دین را در گرو تعیین جایگاه عقل در درون هندسه معرفت دینی میدانند. در این دیدگاه عقل، در برابر نقل، قرار میگیرد، نه در برابر دین. دیدگاه استقلال دو حوزه علم و دین از یکدیگر بر آن است تا از یک سو به تعارض این دو حوزه معرفتی پایان دهد و از دیگر سو، بر نقش علم در اداره عرصههای غیراختصاصی دین تاکید ورزد. استاد جوادی آملی جداانگاری علم و دین را محصول تصوری ناصواب از علم و دین، و تبیین نسبت واقعی علم و دین را در گرو تعیین جایگاه عقل در درون هندسه معرفت دینی میدانند. در این دیدگاه عقل، همگام با قرآن و سنت، تامین کننده معرفت دینی است و از این رو، معرفت عقلانی و دانش علمی از قلمرو معرفت دینی بیرون نبوده و هرگز در مقابل دین قرار نمیگیرد. در این دیدگاه عقل، در برابر نقل، قرار میگیرد، نه در برابر دین. از این رو، از این منظر، علم یکسره دینی شده و چیزی به نام علم غیردینی وجود نخواهد داشت.
امروزه سرمایه فکری و داراییهای نامشهود عوامل اصلی سودآوری و موفقیت شرکتها میباشند، حرفه حسابداری هنوز چالشهای مربوط با اندازهگیری و گزارشگری نتایج واحدهای دانش بنیان را رفع نکرده است. مشکل اندازهگیری و گزارشگری سرمایه فکری دامنه بینالمللی دارد و سرمایه فکری نامشهود است و نمیتوان آنرا بصورت صحیحی اندازهگیری نمود اما شرکتها باید از روشهایی در جهت افزایش ارزش سهامداران استفاده نمایند. علاقهمندی در جهت مدیریت داراییهای نامشهود منجر به ایجاد روشهای مختلفی برای اندازهگیری سرمایه فکری شده است. بسیاری از محققین نشان دادهاند که در کشورهای توسعه یافته مدیریت موثر سرمایههای فکری با موفقیت سازمانها رابطه مستقیمی دارد. امروزه در اقتصاد جهانی، دانش به¬عنوان مهم¬ترین سرمایه جایگزین سرمایه¬های مالی و فیزیکی شده است و فضای کسب و کار مبتنی بر دانش، نیازمند رویکردی است که دارایی نامشهود جدید سازمانی مانند نوآوری¬های نیروی انسانی، روابط با مشتریان، ساختار سازمانی و. .. را در بر می¬گیرد. بنابراین سازمان¬ها برای کسب مزیت رقابتی پایدار، نیازمند شناسایی، مدیریت نظام¬مند سرمایه¬های فکری خود میباشند. امروزه در اقتصاد جهانی، دانش به عنوان مهمترین سرمایه جایگزین سرمایههای مالی و فیزیکی شده است و فضای کسب و کار مبتنی بر دانش، نیازمند رویکردی است که دارایی نامشهود جدید سازمانی مانند نوآوریهای نیروی انسانی، روابط با مشتریان، ساختار سازمانی و ... را در بر میگیرد. در اقتصاد دانش محور، نقش سرمایه فکری در ایجاد ارزش برای سازمانها بسیار بیشتر از نقشی است که سرمایههای فیزیکی ایفا میکند. بنابراین سازمانها برای کسب مزیت رقابتی پایدار، نیازمند شناسایی، مدیریت نظام مند سرمایههای فکری خود میباشند.
روشهای تحقیق توصیفی، کاربردی و همبستگی در پژوهش انجام شده به کار گرفته شده است. مدیریت ارتباط با مشتری( CRM) به اقدامات، استراتژیها و تکنولوژیهایی گفته میشود که شرکتها برای مدیریت و تجزیه و تحلیل تعاملاتشان با مشتری در طول چرخهی حیات او و با هدف بهبود ارتباطات تجاری و افزایش فروش به کار میگیرند. در این مقاله میتوانید در این باره بیشتر بخوانید. سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری( CRM) میتوانند به کارمندانی که ارتباط مستقیم با مشتریان دارند، اطلاعاتی دربارهی شخصیت، تاریخچهی خرید، علایق و نگرانیهایشان بدهند. سازمانها نیاز به اطلاعاتی درباره اینکه مشتریانشان چه کسانی هستند، انتظارات و نیازهای آنها چیست و چگونه باید نیازهای آنها را بر طرف کرد، دارند. روشهای تحقیق توصیفی، کاربردی و همبستگی در پژوهش انجام شده به کار گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش، تمامی بانکهای مرکزی بخش دولتی و خصوصی شهر تهران است. به منظور جمع آوری اطلاعات، یک پرسشنامه برای سازمان بانکها و دو پرسشنامه دیگر برای مشتریان بانکها طراحی و تدوین شد. تحقیقات متعدد نشان میدهد که CRM تاثیر بسزایی بر عملکرد بازاریابی سازمانها میگذارد. لیکن، در پژوهش انجام شده بین متغیرهای مورد مطالعه ارتباط ضعیفی وجود دارد
یک برند قوی با ارزش ویژه مثبت، مزایای متعددی مانند حاشیه سودبالاتر، فرصتهای تعمیم برند، اثربخشی ارتباطات قوی تر، ترجیح و قصدهای خرید بالاتر مصرف کننده دارد. مطالعات و تحقیقات صورت گرفته در حوزه مدیریت برند، نقش و تاثیرات این شاخه از علم بازاریابی بر عملکرد، سطح سودآوری و ارزش کسب و کار برای ذینفعان را مورد تاکید قرار میدهد. شرکتها برای حفظ و ادامه بقای خود باید بر کسب مزیتهای رقابتی و جلب رضایت هرچه بیشتر مصرف کنندگان جهت فروش و سهم بازار بیشتر تمرکز کنند. یکی از ابزارهای راهبردی که موجب آسیب پذیری کمتر شرکت در مقابل فعالیتهای رقابتی بازار و تعهد و تکرار مصرف میشود، ارزش ویژه برند است. هدف این مقاله بررسی تاثیر ارزش ویژه برند بر پاسخهای مصرف کنندگان با استفاده از مدل بویل و مارتینز( ۲۰١۳) میباشد. مقوله برندسازی و مدیریت برند امروزه طرفداران متعددی در دنیای بازاریابی دارد. در بخش خدمات، برندها به عنوان راهی سریع برای شناسایی و متمایز ساختن خود و ایجاد تصویر در ذهن مشتریان هستند. در میان ابعاد قابل لمس یک محصول یا خدمت، تصویر برند مهمترین چیزی است که اکثر استراتژیهای بازاریابی معطوف به آن هستند و به برجسته کردن آن گرایش دارند.
ارایه تعاریف کلی و بحث درباره اهداف یادگیری سازمانی، انواع و میزان کاربرد انواع،سطوح، فرآیند، مهارت ها، ارکان و موانع یادگیری سازمانی و سایر موارد مرتبط با آن، به درک بهتر این مهم ودرنتیجه استفاده مطلوبتر از آن در سازمانها کمک شود. بررسی ریشههای تاریخی یادگیری سازمانی نشان میدهد که پایه و اساس آن یادگیری فردی و آموزشهای سازمانی بوده است. گاهی اوقات عبارتهای یادگیریسازمانی، آموزش سازمانی و سازمان یادگیرنده به اشتباه، جای یکدیگر به کارگرفته میشوند که در این مقاله به وجوه تمایز آنها نیز اشاره شده است با توسعه دانش و فناوری و گسترش حیطههای کسب و کار ازجمله سازمانهای مجازی یا تحت شبکه، بنگاههای اقتصادی گسترش یافته، ومحیط کسب و کار به محیطی رقابتی و پر از چالش تبدیل گردیده و پارادایمهای جدیدی ظاهر شده که بقا را برای بسیاری از بنگاهها مشکل ساخته است. در چنین محیطی طبیعی است که امتیازهای رقابتی تغییر شکل دهند. بزرگترین امتیاز رقابتی در پارادایمهای جدید کسب و کار، یادگیری بیان شده است. از این رو، مرکزیت پارادایم جدید، یادگیری است. بنابراین، سازمانهایی موفقتر هستند که زودتر، سریعتر و بهتر از رقبا یادبگیرند. درست به همین دلیل است که مفهوم سازمان یادگیرنده و یادگیری سازمانی در سالهای اخیر مطرح شده و رشد فزایندهای داشته است. در محیط کسبوکار رقابتی امروزی، سازمانهای یادگیرنده مزیت رقابتی مهمی به حساب میآیند. گذشت زمان همراه با تغییر و تحولات آن باعث شدهاست که در سازمانهای مختلف توجه به امر یادگیری در فرایند بهبود کیفیت مهمتر از گذشته جلوهگر شود.
اثربخشی سازمانی یکی از مفاهیمی است که در مدیریت نوین توجه خاصی به آن مبذول شده است. اثربخشی معنای کیفیت را در بطن خود دارد. مطالعات انجام شده درباره اثربخشی نشان میدهد که بهترین راه برای اثربخش وجود ندارد زیرا این امر به دیدگاه مدیریتهر سازمان نسبت به اثربخشی بستگی دارد. در این مقاله سعی شده است با تاکید بر اهمیت اساسی این موضوع درامر بهبود سازمانی، به تعریف اثربخشی سازمانی و بیان دیدگاههای متناقض درمورد آن وهمچنین بررسی مفهوماثربخشی در قالب چهار رویکرد: نیل به هدف، سیستمی، ذی نفوذان استراتژیک و ارزشهای رقابتی وفواید ومشکلات هر یک از این رویکردها پرداخته شود اثربخشی( EFFECTIVENESS) منظور از اثربخشی درواقع بررسی میزان موثربودن اقدامات انجام شده برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. اما بهنظر میرسد برای تعریف مفهوم اثربخشی میبایست گامی فراتر نهاد، به این معنا که اثربخشی هنگامی در یک دوره آموزش حاصل خواهد شد که اولا نیازهای آموزشی به روشنی تشخیص داده شود. ثانیا برنامه مناسبی برای برطرف ساختن نیازها طراحی شود. ثالثا برنامه طراحی شده به درستی اجرا گردد و رابعا ارزیابی مناسبی از فرایند آموزش و درنهایت دستیابی به اهداف انجام شود.
سرمایه فکری، به عنوان یک دارایی استراتژیک کلیدی برای عملکرد سازمانی شناخته شده، و راه حلهای نوآورانه و مدیریت آن برای حفظ مزیت رقابتی شرکت حیاتی است. .. را در بر می¬گیرد. در اقتصاد دانش¬محور، نقش سرمایه فکری در ایجاد ارزش برای سازمان¬ها بسیار بیشتر از نقشی است که سرمایه¬های فیزیکی ایفا می¬کند. بنابراین سازمان¬ها برای کسب مزیت رقابتی پایدار، نیازمند شناسایی، مدیریت نظام¬مند سرمایه¬های فکری خود میباشند. به لحاظ اهمیت سرمایه فکری در فرایند برتری راهبردی شرکت¬ها، این مقاله به بررسی ارتباط بین سرمایه فکری و عملکرد مالی شرکت¬های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. نمونه¬ی انتخابی شامل ۶۸ شرکت است. سپس با استفاده از روش داده¬های ترکیبی فرایند تجزیه و تحلیل داده¬ها انجام و از آماره¬ی فیشر و آزمون¬های هادری و دوربین واتسون استفاده گردیده و در پایان نیز تجزیه و تحلیل رگرسیونی انجام شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه¬های پژوهش نشان¬دهنده ارتباط معنی¬دار بین سرمایه فکری و دو شاخص عملکرد مالی( نسبت قیمت به درآمد و نرخ رشد) میباشداز راههای اساسی که سازمانها بهواسطه آن میتوانند رشد اقتصادی و توان رقابتی خود را افزایش دهند، استفاده از تفکر خلاق است که بدون شناخت و مدیریت سرمایههای فکری امکان پذیر نیست. امروزه سرمایه فکری و داراییهای نامشهود عوامل اصلی سودآوری و موفقیت شرکتها میباشند، حرفه حسابداری هنوز چالشهای مربوط با اندازهگیری و گزارشگری نتایج واحدهای دانش بنیان را رفع نکرده است. مشکل اندازهگیری و گزارشگری سرمایه فکری دامنه بینالمللی دارد و سرمایه فکری نامشهود است و نمیتوان آنرا بصورت صحیحی اندازهگیری نمود اما شرکتها باید از روشهایی در جهت افزایش ارزش سهامداران استفاده نمایند. بسیاری از محققین نشان دادهاند که در کشورهای توسعه یافته مدیریت موثر سرمایههای فکری با موفقیت سازمانها رابطه مستقیمی دارد. براساس تیوری سرمایه فکری مهمترین نقش سرمایه فکری تولید و ارایه خدمات دارای ارزش افزوده از طرق مدیریت فعال منابع نامشهود میباشد که تاثیر مثبتی بر عملکرد سازمانی شرکتها دارد.
موضوع مزیت رقابتی روند تاریخی خاصی را طی کرده است، اقتصاددانان کلاسیک با نظریه مزیت مطلق و ریکاردو با طرح مفهوم مزیت نسبی از پیشگامان مباحث مرتبط با این موضوع در بحث تحلیل تجارت بین الملل میباشند و از آن زمان تاکنون نیز مباحث متعددی پیرامون آن در حوزه اقتصاد مطرح شده است. اما ورود این مفهوم به حوزه مدیریت با یک تحول مهم روبرو شده است، اندیشمندان مدیریت بر این باورند که مزیت حاصل از تجارت خارجی نتیجه فعالیتهای بنگاههای یک کشور است و تلاش میکنند که کلیه واحدهای مطالعه یعنی بنگاه، صنعت و ملت را در یک کل منسجم به یکدیگر پیوند بزنند که پورتر از پیشگامان این مسیر است. بررسی تعاریف ارایه شده توسط صاحب نظران برای مزیت رقابتی نشان میدهد که تمرکز اصلی سازه مزیت رقابتی برداشتن برتری نسبت به رقبا در یک یا چند عامل از عوامل موردنظر مشتری میباشد. از آنجایی که مفهوم مزیت در تجارت بین الملل متناسب به تحول شرایط، تکوین یافته است، شاخصهای اندازه گیری آن نیز توسعه یافته اند. محیط اقتصادی متلاطم و متغیر شرکتها که مشخصه اصلی آن جهانی شدن بازارها، تغییر نیازهای مشتریان و افزایش رقابت در بازار محصولات میباشد شرکتها را مجبور میسازد تا بطور مداوم بدنبال بهبود عملکردشان باشند. در حالیکه بسیاری از مطالعات ارتباط معنی دار میان فرآیندهای منابع انسانی و ارزش ایجاد شده برای سود آوری شرکت را نشان دادهاند اما این مطالعات بندرت به بررسی فرآیند ایجاد این ارزش پرداختهاند. برخی محققان از این خلا بعنوان " جعبه سیاه " یاد کرده ان د. یکی از اولین قدمها در بحث استراتژی شرکتها برای ورود به بازار و یا توسعه، تمرکز بر روی مزیت رقابتی یا همان Competitive Advantage است. مزیت رقابتی یک تعریف علمی در موضوع بازاریابی است