صنایع خدماتی بسیار متنوع هستند. همچنین فعالیتهای دیگری نظیر مراکز آموزش عالی و بیمارستانها هم با چنان تقاضایی روبرو بودهاند که تا بحال نیازی به بازاریابی احساس نکردهاند. بازاریابی برای مشاغل پزشکی و حقوقی مالی نظیر حسابرسان نیز مغایر با اصول و موازین آنها تلقی میشود. بهمین دلایل تا چندی پیش موسسات خدماتی از نظر استفاده از بازاریابی پشت سر موسسات تولیدی حرکت میکردند. اما از آنجایی که کیفیت خدمات در مقایسه با کالا قابل مشاهده نیست و از ثبات کمی برخوردار بوده و مدام در حال تغییر است و حاصل خدمت تنها تحت تاثیر ارایه کننده خدمت نیست بلکه تمامی فرآیند ایجاد خدمت در آن تاثیرگذار میباشد، لذا بازاریابی خدمات از بازاریابی کالا تفکیک شده است. دنیایب ازاریابی گسترده و پراکنده است، و امروزه در جستجوی راهها و اطلاعاتی میباشد تا از طریق آن مشتریانوفادار برای خود ایجاد کند. از این رو هر روز بر انواع روشهای بازاریابی افزوده میشود. بازاریابی خدمات نیز، یکی از انواع بازاریابی است. همه ما هرروزه از خدمات بهره مند میشویم. خدمت، کار و عملی ناملموس است، که یک طرف به طرف دیگر عرضه میکند و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد. بازاریابی خدمات میکوشد تا با افزایش کیفیت خدمات ارایه شده و منفعت بیشتر به مشتری، سبب افزایش وفاداری مشتریان و سوداوری بالا برای سازمان شود. این تحقیق به لحاظهدف، کاربردی و از نظر ماهیت و محتوایی توصیفی پیمایشی و از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این پژوهش کلیهمدیران شرکتهای بیمه ایران فعال در استان آذربایجان غربی به تعداد ۲۸۸ نفر میباشد که از بین آنها تعداد ١۶۷ نفر با روشتصادفی خوشهای به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه میباشد که روایی محتوایی آن ازطریق تحلیل عاملی تایید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. برای تحلیل داده هایجمع آوری شده از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج به دست آمده از تحقیق نشان میدهد که از تمامیابعاد سرمایه اجتماعی به جز بعد سیاسی تاثیر مثبت و معناداری بر قابلیتهای بازاریابی دارد.
هوش فرهنگی، نشان دهنده توانایی افراد در مواجهه موثر با جنبههای فرهنگی محیط میباشد و یا تستهای ۳ CQقابل شناسایی است. مفهوم هوش فرهنگی برای نخستین بار توسط ایرلی و انگ از محققان مدرسه کسب و کار لندن مطرح شد. این دو، هوش فرهنگی را قابلیت یادگیری الگوهای جدید در تعاملات فرهنگی و ارایه پاسخهای رفتاری صحیح به این الگوها تعریف کردهاند هدف پژوهش، پیشبینی مسیولیتپذیری اجتماعی دبیران مدارس متوسطه، براساس هوشفرهنگی و سرمایه اجتماعی است. نتایج نشان داد: ١. میان هوش فرهنگی و سرمایه اجتماعی، با مسیولیتپذیری دبیران مدارس متوسطه، رابطه وجود دارد.
ابزار سنجش متغیرها پرسشنامه است که روایی صوری و محتوایی آن تایید شد و پایایی آن توسط روش آلفای کرونباخ ثابت شده است. طبق نتایج، بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته، شرط همبستگی برقرار بود و همه فرضیههای این پژوهش تایید شد. مقدمه و هدف پژوهش: در رویکردهای جدید علم مدیریت، کار تیمی و نحوه همکاری و تعامل با دیگران اهمیت خاصی دارد. در این زمینه هماهنگی میان فرهنگ کارکنان و فرهنگ سازمان محل اشتغال، شرایط را برای تسههیل و تداوم همکاری فراهم می-کند. هدف این پژوهش بررسی رابطه میان هوش فرهنگی و فرهنگ سازمانیمطلهو از دید دانشجویان رشته مدیریت به عنوان مدیران آتی سازمانها و نهادهای کشور است. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و به لحاظ هدف از نهوع کهاربردی اسهت. بهرای و کلمهوگروف اسهم یرنوف و پیرسهون t آزمون همبسهتگ ی، آزمهون ههای ،SPSS تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار استفاده شده است. یافته ها: آزمون فرضیهها نشان داد که ارتباط معناداری بین کلیه ابعاد هوش فرهنگی و فرهنگ سهازما نی مطلهو از دید دانشجویان وجود دارد. دانشجویان با هوش فرهنگی بالا و پایین، سازمان نتیجه گرا و دانشجویانی که از هوش فرهنگی متوسط برخوردار بودند، سازمان تیم گرا را انتخا کردند. نتیجه گیری: مدیران، علاوه بر لزوم تشخیص تناسب فرهنگ خود با فرهنگ سازمانی که برای کار انتخا میکننهد، لازم است هنگام انتخا و گزینش پرسنل هم، به این تناسب توجه نموده و سهازمان خهود را از مشهکلا تی وهون غیبت، ترک خدمت، تضاد و ناسازگاری نیروی انسانی و . .. که به دلیل عدم تناسب فرهنگ افراد با فرهنگ سازمان محل خدمت آنان پیش میآید، حفظ نمایند.
روشهای جبران خسارت در مسیولیت مدنی در واقع، طرق اجرای تعهد فاعل زیان است. تقریبا در تمام نظامهای مختلف حقوقی این مطلب مورد توجه قرار گرفته و موادی نیز به آن اختصاص یافته است. در مقاله حاضر، هدف اساسی بررسی و مطالعه انواع روشهای ترمیم خسارت در حقوق ایران و فقه اسلامی، شناخت روشهای مرجح و مقدم دراین نظامها و سایر كشورهای جهان و همچنین حقوق بین الملل است كه در نوع خود مطلبی بدیع و بكر به شمار میرود. برای نیل به این مقصود، بعد از تعریف و بیان محاسن و مزایای دو روش عمده جبران خسارت كه عبارتند از جبران عینی و جبران بدلی، جایگاه هر طریق بهطور جداگانه در حقوق ایران و فقه اسلامی، و حقوق بعضی از كشورهای خارجی و همچنین در رویه قضایی بین المللی مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است. اهداف موردنظر عبارتاند از: جبران کامل خسارت، جلب رضایت زیاندیده و بازگرداندن وضع پیشین وی. اما ترتیب تقدم و تاخر میان آنها به نظم عمومی ارتباط ندارد؛ لذا طرفین میتوانند برخلاف آن تراضی کنند یا دادگاه طریق متناسب را برگزیند( ماده ۳ قانون مسیولیت مدنی) . مهمترین هدف مسیولیت مدنی اعم از قهری و قراردادی جبران خسارت است. به نحوی که زیان دیده با جبران خسارات وارده در موقعیتی قرار گیرد که اگر قرارداد منعقد نمیشد یا فعل زیانبارمحقق نمیگشت اکنون وی در آن وضعیت قرار داشت. پس از احراز وجود خسارت( ضرر) در کنار سایر شرایط تحقق مسیولیت، نوبت به جبران خسارت میرسد. مسیولیت مدنی از مفاهیم دیگر ازجمله مسیولیت کیفری متمایز است و ممکن است مسبوق به امر کیفری باشد یا نباشد و در نتیجه جبران خسارت گاهی همراه با مجازات است و گاهی بدون آن. مسیولیت مدنی و کیفری از لحاظ معیار سنجش و هدف مسیولیت متمایز میباشند؛ در حالی که معیار سنجش در مسیولیت مدنی میزان زیان وارده است، این معیار در مسیولیت کیفری وابسته به شدت خطا یا تقصیر در زیر پا گذاشتن قاعدهی عمومی لازم الاجرا میباشد. هدف مسیولیت مدنی، حمایت از منافع شخص زیان دیده بوسیلهی جبران میباشد. اگرچه مسیولیت مدنی با مسیولیت قراردادی در بسیاری از جهات مشترک میباشد و اختلاف عمدهای که موجب تعدد آن شود وجود ندارد، در موارد جزیی نحوه جبران در این دو نوع مسیولیت تفاوتهایی وجود دارد که در مقایسه با حقوق نوین اروپا در این پژوهش بدین موضوع پرداخته میشود
سرمایه گذاری بیشتر و بهتر در به روز ساختن و بهبود کیفیت دانشگاهها در واقع سرمایه گذاری مستقیم در آینده شهروندان و کشورهاست. هدف اصلی این تحقیق، مشخص کردن نقش و رابطهی سرمایه فکری و سه مولفهی آن بر عملکرد و کارایی دانشگاهها در کشور میباشد. بنابراین در این تحقیق، سه مولفه سرمایه فکری از قبیل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطهای به عنوان متغیر مستقل و عملکرد موسسه به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند. تحلیل پایایی برای آزمون پایایی ساختار به عمل آمد و ضریب همبستگی پیرسون برای معلوم کردن ارتباط سه مولفه از سرمایه فکری بر عملکرد دانشگاهها به کار گرفته شد. اکنون دارایی های فیزیکی و مالی برای دستیابی به اهداف سازمان، ضروری اما ناکافی هستند. در عوض، دانش، تنظیمات فناوری، روابط خوب با مشتری، سیستمهای اطلاعاتی و. باور بر این است که سرمایه فکری شامل سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری، نقش فزایندهای در عملکرد شرکت داشته و بر دستاوردهای مالی آن همچون، ارزش بازار، سودآوری، بهره وری و . .. موثر میباشد. با توجه به نتایج آزمون فرضیات، ضریب ارزش افزوده فکری بر چهار شاخص عملکرد مالی شرکت، تاثیری مثبت دارد . در بین اجزای ضریب ارزش افزوده نیز، کارایی سرمایه بکار گرفته شده، بیشترین تاثیر را بر عملکرد مالی شرکتها نشان میدهد. توسعه فنآوریهای اطلاعاتی و شبکههای ارتباطی سهم بهکارگیری دانش و اطلاعات را در سطح جهانی به میزان زیادی افزایش داده است. امروزه سرمایه فکری در حال تبدیل شدن به یک منبع مهم و حیاتی در ایجاد رشد اقتصادی میباشد. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارک علم و فناوری شهر بوشهر میباشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه بوده و برای تعیین قابلیت اعتماد) پایایی( از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است که حاکیت از اعتبار بالای پرسشنامهها دارد. برای آزمون فرضیات پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد، سرمایه فکری تاثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازها داشته و این خود عملکرد شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارک علم و فناوری شهر بوشهر را تحت تاثیر قرار میدهد
قاعده اغتفار( یغتفر فی التوابع ما لایغتفر فی غیرها) که در فقه اسلامی با عبارتهای گوناگونی بیان شده، جزو قاعدههای فقهی است که در بین فقیهان امامیه و اهل سنت بهعنوان قاعدهای مشهور و مقبول لحاظ شده است. این قاعده که مبنای اصلی آن بنای عقلا است، رابطه میان تابع( فرع) و متبوع( اصل) را تشریح میکند؛ به این ترتیب که آنچه رعایت آن در متبوع الزامی میباشد، ممکن است در تابع ضروری نباشد. قاعده اغتفار در بابهای گوناگون فقه و حقوق، بهویژه بحث شروط ضمن عقد قابل استناد است؛ زیرا شروط ضمن عقد، تابعی از عقد اصلی بوده و برخی از اموری که رعایت آنها در عقد( متبوع) لازم میباشد، در شرط ضمن آن( تابع) قابل چشمپوشی است. به همین علت، قاعده پیشگفته در بعضی از شرایط صحت شروط ضمن عقد ازجمله منجزبودن، علم به موضوع و جهت مشروع شرط و نیز در حکم شروط ضمن عقد، قابلیت اعمال دارد؛ از اینرو، هر چند در صورت فقدان شرایط صحت شرط میتوان شرط را به راحتی باطل اعلام کرد اما این امر قابل تسری به عقد نیست؛ یعنی اصولا بطلان شرط در عقد اثری نخواهد داشت. بنابر قول دوم، با شرط چهارم یکی خواهد بود [۵] [۶] [۷] و بنابر قول نخست، تفاوت آن با شرط چهارم به گفته برخی آن است که مراد از جایز بودن شرط فی نفسه، جواز مشروط است؛ بدین معنا که مشروط، فعل حرام یا ترک واجب نباشد و مراد از شرط مخالف کتاب و سنت نبودن یا موافق آن دو بودن آن است که مشروط در مقام جعل و قرار بر خلاف جعل و تشریع شارع مقدس نباشد، مانند اینکه شرط کند حلال خدا، حرام یا حرام خدا، حلال باشد، قطع نظر از ارتکاب و عدم ارتکاب آن. [۸] برخی شرط دوم را به شرط نخست( شرط قدرت) برگردانده و گفتهاند: ممتنع شرعی همچون ممتنع عقلی است و در نتیجه آنچه وفای به آن از نظر شرع ممنوع باشد، قدرت شرعی بر وفای به آن وجود نخواهد داشت. [۹] ← غرض و فایده عقلایی داشته باشد شرط دارای غرض و فایده عقلایی درخور توجه باشد؛ خواه به لحاظ نوع شرط یا به لحاظ شرط کننده. بنابر این، شرط کردن چیزی که غرض شخصی شرط کننده به آن تعلق میگیرد، صحیح است، هرچند دارای غرض عقلایی نباشد. [۱۱] برخی نیز گفتهاند: بعید نیست که این شرط تنها درتحقق ماهیت شرط ازنظر عقل دخیل باشد، نه از شروط شرعی صحت و نفوذ شرط پس از تحقق ماهیت آن. [۱۲]
همزمان با اوج گیری نهضت مشتری مداری و ظهور زوایای جدید در مطالعات مدیریتی، مفهوم رفتار شهروندی سازمانی نیز در مطالعات مربوط به سازمان مد نظر قرار گرفته است؛ مبنیبر اینكه که نگرشها و رفتارهای( رفتارهای شهروندی سازمانی) کارکنان میتواند تاثیری مثبت و یا منفی بر ادراک مشتری از کیفیت خدمات داشته باشد. به منظور بررسی رابطه بین رفتار شهروندی سازمانی به عنوان متغیر مستقل و ادراك مشتری از كیفیت خدمات، رضایت مشتری، نیات رفتاری و وفاداری مشتری به عنوان متغیرهای وابسته، از آزمون همبستگی اسپیرمن و مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که رفتارهای شهروندی سازمانی در ادراك مشتری از كیفیت خدمات، رضایت، نیات رفتاری و وفاداری اهمیت خاصی دارد. یکی از مفاهیم نسبتا جدید رفتار سازمانی، رفتار شهروندی سازمانی است. در این پژوهش به بررسی رابطه بین رفتار شهروندی سازمانی کارکنان گمرک استان لرستان بر رضایت مندی مراجعان پرداخته شده است بدین منظور ابتدا با مطالعات منابع کتابخانهای گسترده و با مراجعه به منابع، مقالات و مجلات علمی، سایتهای اینترنتی و مقالات ارایه شده در اولین کنفرانس ملی مدیریت رفتار شهروندی در دانشگاه تهران مهمترین ابعاد رفتار شهروندی سازمانی استخراج گردید و مورد بررسی قرار گرفت. دادهها و اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش آماری، مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند و نتایج حاصل از آن بیانگر این است که بین رفتار شهروندی سازمانی کارکنان گمرک استان لرستان و رضایتمندی مراجعان رابطه معنی دار و مستقیمی وجود دارد. بدین معنا که در این پژوهش به بررسی این امر خواهیم پرداخت که آیا ادراک مثبت کارکنان از سابقهای از اعمال گذشته سازمان و توانایی فعلی سازمان برای پاسخگویی به نیازها و انتظارات ذینفعان آن میتواند بر رفتارهایی که داوطلبانه محسوب میشوند و در نظام پاداش رسمی سازمان شناسایی نمیشوند را بهبود بخشد. یافتههای این پژوهش نشان میدهند که شهرت سازمانی و ابعاد آن شامل اقتدار، احترام، کارایی و خدمات بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیر معناداری دارند. همچنین نتایج بررسی برازش کلی مدل مطالعه نشان میدهد که مدل مورد استفاده در این پژوهش یک مدل مناسب برای بررسی اثر شهرت سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی است.
صادرات به عنوان موتور رشد اقتصاد و رمز بقای کشورها در بازارهای جهانی، نقش کلیدی را در عرصه اقتصاد جهانی ایفا میکند. یکی از الزامات گسترش تجارت خارجی، بررسی الگوهای مدرن تجارت بینالملل جهت شناسایی عوامل مؤثر بر تجارت کشورهاست. مقاله حاضر با استفاده از الگوی جاذبه مبتنی بر رویکرد دادههای تابلویی به بررسی عوامل مؤثر بر صادرات ایران به شرکای تجاریاش طی دوره 2012- 2000 میپردازد. کشورهای مورد مطالعه بر اساس مناطق جغرافیایی و سطح توسعهیافتگی طبقهبندی شدهاند. نتایج برآورد الگو به روش حداقل مربعات پویا (DOLS) بیانگر آن است که صادرات ایران تا حدود زیادی با توجه به عوامل الگوی جاذبه قابل توجیه است. در عین حال نتایج با توجه به سطح توسعه کشورهای مورد مطالعه و مناطق جغرافیایی که شرکای تجاری در آن واقع شدهاند، متفاوت است. این نتایج از نظر شناسایی عمدهترین شرکای تجاری ایران و طراحی سیاستهای توسعه صادرات میتواند مورد استفاده برنامهریزان قرار گیرد
تجارت خارجي يکي از مولفه هاي مهم در توسعه اقتصادي و منبع تامين درآمدهاي ارزي براي سرمايه گذاري در تکنولوژي جديد و افزايش توان توليدي اقتصاد کشور مي باشد. در سال هاي اخير وجود نوسان قيمتي در بازار نفت، درآمد ارزي کشور را با تغييرات زيادي روبرو کرده و اقتصاد کشور را متاثر ساخته است و اين مطلب لزوم ايجاد تنوع در محصولات صادراتي و اهميت و تاکيد بر تجارت محصولات غيرنفتي را به وضوح نشان مي دهد. در اين بين توجه به تجارت بخش کشاورزي با توجه به اهدافي همچون خودکفايي و امنيت غذايي و امکان ارزآوري بالاي اين بخش اقتصادي حائز اهميت است. از آن جا که لازمه شکل گيري يک بخش توانمند کشاورزي، اتخاذ سياست هاي مناسب است و اين سياست ها بدون شناسايي و تشخيص عوامل موثر و مهم نمي توانند اتخاذ گردند، مطالعه حاضر به بررسي عوامل موثر بر صادرات محصولات کشاورزي ايران پرداخته است. در بررسي پيش رو عوامل موثر بر صادرات محصولات کشاورزي ايران در چارچوب الگوهاي سري زماني با استفاده از الگوي تصحيح خطاي برداري مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد متغيرهاي شاخص قيمت هاي نسبي، نرخ ارز حقيقي، رابطه مبادله تجاري و ارزش افزوده بخش کشاورزي اثر مثبت و معني دار و همچنين متغير توليد ناخالص داخلي کشورهاي طرف تجارت محصولات کشاورزي اثر منفي و معني داري بر صادرات محصولات کشاورزي ايران دارند. همچنين نتايج توابع عکس العمل آني (اثر تکانه ها) نشان داد اثر تکانه هاي يک انحراف معيار از سوي متغيرهاي توضيحي بر صادرات محصولاتکشاورزي پس از کمتر از 2 دوره مستهلک و به سمت صفر ميل مي کنند. به عبارت ديگر، پايدار بودن الگوي صادرات محصولات کشاورزي محسوس است
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر متغیرهای مختلف بر بازدهی صندوقهای سرمایهگذاری مشترکدر ایران انجام شده است؛ این متغیرها عبارت از: تعداد واحدهای سرمایهگذاری صندوقها؛ بانکی بودن یا نبودن صندوقها؛ رتبه کارگزاری صندوقها (مدیران صندوقها)؛ نسبت فعالیت معاملاتی صندوقها؛ اندازه صندوقها؛ عمر صندوقها؛ ارزش صدور و ارزش ابطال صندوقها و بازده بازار است. در این پژوهش اطلاعات 39 صندوق سرمایهگذاری مشترک در یک بازه زمانی 24 ماهه از مهر ماه سال1390 تا شهریور ماه سال 1392 بررسی شده است. برای تخمین پارامترهای الگو از الگوی رگرسیون معمولی (OLS) و دادههای مختلط (دیتا پانل) استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیهها نشان میدهد که بین تعداد واحدهای سرمایهگذاری صندوق، نسبت فعالیت معاملاتی صندوق، اندازه صندوق، عمر صندوق، ارزش صدور، ارزش ابطال، بازده بازار و بازده صندوق رابطه معناداری وجود دارد، ولی بین بانکی بودن یا نبودن صندوقها و بازده صندوقها رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین شواهد حاکی از این است که بین رتبه کارگزاری صندوقها (مدیران صندوقها) و بازدهی صندوقها رابطه معناداری وجود ندارد.
صندوق سرمايه گذاري مشترك (Mutual Funds) نهاد مالي تخصصي است كه با وجوه سرمايه گذاران، در سبد متنوعي از اوراق بهادار سرمايه گذاري كرده و در برابر، واحدهاي سرمايه گذاري خود را به آنان وا مي گذارد. هر واحد سرمايه گذاري صندوق، نماينده نسبتي از پرتفوي اوراق بهاداري است كه صندوق، به نمايندگي از سرمايه گذاران خريداري و اداره مي كند. نوع اوراق بهاداري كه در صندوق خريداري مي شود به هدف صندوق بر مي گردد. انتخاب پرتفوي اوراق بهادار اين صندوق ها در كشورهاي اسلامي، به ويژه ايران با محدوديت هايي روبه رو است؛ اين صندوق ضمن رعايت فقه اسلامي بايد به گونه اي طراحي شوند كه از سوددهي مطلوب و اقبال عمومي نيز برخوردار باشند. در اين جهت، مقاله حاضر ضمن معرفي ويژگي ها و بيان كاركرد برخي اوراق بهادار اسلامي (صكوك)، به طراحي و تبيين ساختار صندوق هاي سرمايه گذاري با اوراق بهادار اسلامي خواهد پرداخت. روش تحقيق مقاله، روش توصيفي و تحليل محتوا با استفاده از منابع معتبر است. با به كارگيري اين روش به بررسي اين فرضيه مي پردازيم كه «گسترش و تعميق صندوق سرمايه گذاري مشترك مشتمل بر اوراق بهادار اسلامي (صكوك) با توجه به بازدهي هاي ثابت و متغير آنها، باعث رونق بازار سرمايه مي شود».
اصل سرزمینی با توجه به پیشینه تاریخی آن بدون تکیه به مطالعات نظری شکل گرفته است. با وجود این، درک اصل سرزمینی و اعمال آن در قالب قوانین در حوزههای گوناگون مالکیت فکری، نیازمند مطالعه مبانی نظری و فقهی آن است. چنین مطالعهای نشان میدهد استناد به این اصل در مالکیت فکری میتواند موجه باشد. نتایج و پیامدهای اعمال اصل سرزمینی این است که اعتبار مصادیق مالکیت فکری دارای جنبه ملی خواهد بود و نظامهای حقوقی راجع به اعطای حقوق مالکیت فکری برای اتباع بیگانه، مطابق منافع ملی و محدودیتهای دینی و اخلاقی تصمیمگیری خواهند کرد. البته با توجه به توسعه جهانی مالکیت فکری و ضرورت همکاری بینالمللی، این اصل با اصلاحات و تعدیلهایی روبهرو شده است؛ به عنوان مثال، میتوان به شناسایی حق بیگانگان با شرایط خاص، پذیرش حق تقدم یا اعمال سیاستهای اقتصادی در قالب واردات موازی اشاره کرد.
تجارت بينالملل دارد. امروزه سهم کالاهاي مشمول حقوق مالکيت صنعتي در عرصه تجارت و داد و ستد بين مرزي کشورها توسعه بسياري يافته است و به موازات آن تجاوز به اين حقوق نيز در سطح وسيع واقعيتي انکارناپذير است. همين امر تعبيه ضمانت اجراها و تدابير خاصي را که در مرزها بتواند اقدامات نقض آميز را کنترل کرده و مانع جرایم بيشتر و نقض حق وسيع تر حقوق مالکيت صنعتي گردد توجيه ميکند. کشورهاي مختلف از ديرباز به اين مساله توجه کرده و در قوانين حمايتي خود علاوه بر ضمانت اجراهاي مدني، کيفري يا اداري، به تعبيه ضمانت اجراهاي گمرکي نيز پرداختهاند. اهميت موضوع در موافقتنامههاي بينالمللي راجع به حمايت از مالکيت فکري نيز مغفول نمانده و در موافقتنامه پاريس کشورهاي عضو ملزم به اتخاذ تدابير مرزي مناسب در قبال کالاهاي ناقض حقوق مالکيت صنعتي گشتهاند. در موافقتنامه جنبههاي مرتبط با تجارت حقوق مالکيت فکري (تريپس) نيز در قسمت اجرا بيشترين سهم به ضمانت اجراهاي گمرکي اختصاص داده شده است. اما علي رغم اهميت موضوع در قوانين محدودي که در زمينه حمايت مالکيت صنعتي در کشورمان وجود دارد ضمانت اجراهاي گمرکي جايگاه مناسبي ندارد. مقاله اخير به بررسي جايگاه و وضعيت ضمانت اجراهاي گمرکي در ايران، حقوق تطبيقي و اسناد بينالمللي پرداخته است.
تحقیقات نشان میدهند که فرسودگی منجر به افسردگی، کاهش بهره وری و افزایش نرخ خسارات میشود. با توجه به مدل خواستههای کار-منابع، اجزا فرسوده زمانی که دریافتند خواستههای محل کار فراتر از منابع و صفات شخصی آنها هستند،کارمندان شروع به اول(خستگی احساسی)، دوم(بدبینی) و سوم(کاهش تاثیرگذاری حرفه ای) میکنند. تحقیق اخیر پیشنهاد میکند که ذهن آگاهی(یک تمرکز منحصر به فرد بروی حال با یک دیدگاه پذیرشی) میتواند یک ویژگی شخصیتی جدید باشد که محافظی در برابر فرسودگی است. هدف اولیه ی مطالعه ی جاری با 381 کارمند این بود این موضوع را آزمایش کند که کدام یک از پنج حقیقت ذهن آگاهی میتواند پیش بینی کننده ی سه جز فرسودگی باشد. هدف دوم این بود که در مقایسه با دیگر منابع، تاثیر کلی ذهن آگاهی در پیش بینی فرسودگی را آزمایش کند. هر جز فرسودگی، جداگانه در میان سلسله مراتب رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. ذهن آگاهی، ویژگیهای شخصیتی، منابع محل کار و خواستههای محل کار به عنوان بلوکهای این تجزیه و تحلیل اضافه شدند. نتایج دریافتند که حقایق متفاوت ذهن آگاهی پیش بینی کننده ی اجزا متفاوت فرسودگی است. همچنین نتایج دریافتند که ذهن آگاهی به طور کلی یک ویژگی شخصیتی خاص و جدید است که میتواند در مدل منابع-خواستههای کار جای بگیرد. عملکردهای بالینی بحث خواهند شد.
فرسودگی در محل کارمتشکل از سه جز متمایز است، خستگی احساسی(خستگی مفرط روحی یا بدنی)، بدبینی(واکنش متمایز به خدمات محل کار) و کاهش تاثیر گذاری حرفه ای(احساس ناتوانی در تکمیل موفقیت آمیز وضایف). در تمام اشکال آن، متداول ترین مشکل که باعث فرسودگی میشود استرس طولانی مدت است(باکر و دیمروتی، 2007). فرسودگی نقش مضری در افراد دارد زیرا احساس رضایت را کاهش میدهد و حتی نقطه شروعی برای افسردگی است(براون و رایان، 2003). خستگی یا بدبینی کارمندان به وسیله ی کاهش بهره وری، از دست دادن زمان کاری و ادعای جبران خسارات فزاینده، برای کارگذاران و به صورت گسترده تر برای اقتصاد مضر است. برای مثال، ادعای جبران خسارات فزاینده در استرالیا باعث ضرر اقتصادی 14.8 میلیارد دلاری شد. چیزی که مشخص است این اسن که مشکلات فزاینده ای که در خلال فرسودگی پیش آمدهاند خود حاصل استرس طولانی مدت است(گوتری، کیکارلی و بابیچ، 2010). به این ترتیب، درک منابع شخصی و محل کار و خواستههایی که در فرسودگی کارکنان نقش دارد میتواند برای جامعه مفید واقع شود. مدل منابع-خواستههای کاری بیان میکند که فرسودگی زمانی اتفاق خواهد افتاد که کارکنان به این باور برسند که کیفیت و کمیت خواسته شده از آنها در محل کار بیش از حد کیفیت و کمیت منابعی است که در اختیار آنها است(باکر و دیمروتی، 2007). از این رو، اگر کارکنان به نقطه ای برسند که احساس فرسودگی کنند، خواستههای ارائه شده در محل کار هیچ وقت انجام نمیشوند. به علاوه، منابع میتوانند محافظی در برابر تقاضاها باشند. منابع میتوانند در محل کار ارئه شوند و آنها میتوانند ویژگی شخصیتی باشند. منابع موثر شامل جو محیط کار، حمایت اجتماعی کار، خود مختاری کاری، مهارتهای اختیاری و ویژگیهای شخصیتی مانند خودکارآمدی و خوش بینی است(باکر و دیمروتی، 2007). سن و تحصیلات ممکن است توسط کارمندان با سابقه تری که تحصیلات بیشتر، کار بهتر و فرسودگی کمتری دارند، مخفی شود(مسلاچ، چاوفیل و لاتر، 2001). ذهن آگاهی یا به ارمغان آوردن یک توجه کامل به زمان حال با یک دیدگاه پذیرشی، به عنوان یک ویژگی شخصیتی اضافی بیان شده است که میتواند بر روی جلوگیری از فرسودگی تاثیر بگذارد. افراد ذهن آگاه افکار درونی و احساسات بیرونی خود را بدون این که از آنها دوری کرده یا به آنها برچسب خوب یا بد بزنند، درک میکنند(براون و رایان، 2003). تفاوتهای فردی در تواناییها یا اشتیاق افراد برای پایدار نگه داشتن وضعیت ذهن آگاهی یافت شده است. این توانایی یا اشتیاق به عنوان نگرش مثبت نام گذاری شده است و به عنوان یک عمل مثبت در ویژگیهای شخصیتی شناخته شده است که باعث تقویت سلامت روحی میشود(جیزا و سریتی، 2009). برای مثال، نگرش مثبت به عنوان یک وابسته ی سلامت جسمی در مطالعه ی 184 دانشجو یافت شد(هرینگتون، لوگریدو و پرز، 2014). در روانشناسی سازمانی، هر چه فرد مثبت نگر تر باشد کمتر کارمند فرسوده ای است(کوهن-کاکس، ویلی، کاپوانو، بیکر و شاپیرو، 2005). برای مثال، 27 پرستار حرفه ای آزمایش شدند که در آنها ذهن آگاهی یافت شد(کوهن-کاکس و همکاران، 2005). نتایج نشان میدهند که ذهن آگاهی میتواند یکی دیگر از منابع درونی شخصی باشد که سپری است علیه فرسودگی. با این وجود، تا کنون، هیچ تحقیقی تاثیر ذهن آگاهی در یک نمونه ی کلی بر روی فرسودگی را نشان نداده است. به علاوه، اثر تعاملی بین پنج فاکتور ذهن آگاهی و سه جز فرسودگی به طور حداقل اکتشاف شده است. در ابتدا ذهن آگاهی با آزمایشات تولید یک امتیاز واحد، یک سازه ی تک بعدی در نظر گرفته میشد(براون و رایان، 2003). با این وجود، تحقیقات اخیر نشان داد که ذهن آگاهی از پنج ویژگی مختلف تشکیل شده است(بییر، اسمیت، هاپکینز، کریتمایر و تونی، 2006). این ویژگیهای شامل 1) مشاهده ی محیط خارجی و کنونی، 2) توانایی شرح محیط با دنیا، 3) توانایی تعامل با اطلاعات این محیط، 4) قضاوت نکردن محیط و 5) انجام ندادن واکنش بی فکرانه در این محیط. در محیط زیست تعریف شده توسط کوهن-کاکس و همکاران(2005)، ذهن آگاهی به عنوان یک سازه ی مجزا اندازه گیری شده است. علاوه بر این، در یک توضیح خلاصه، این مشخص نیست که یکی یا همه ی پنج اثر، اجزای فرسودگی را پیش بینی میکنند. به علاوه، هیچ تحقیقی تا به امروز مشخص نکرده است که آیا واکنشهای ذهن آگاهی به عنوان یک ویژگی منحصر به فرد، سپری علیه فرسودگی است یا این که این صرفا فقط تاثیر گذاری ویژگی رفتاری و منابع محل کاری که اکنون شرح دادیم را افزایش میدهد. این مطالعه دو هدف دارد. هدف اول این بودکه این موضوع را آزمایش کنند که آیا پنج اثر ذهن آگاهی میتواند فرسودگی محل کار را در یک نمونه از کارمندانی که سطح آموزشی متنوعی دارند، پیش بینی کند یا خیر. این طور فرض شده است که سطوح بالاتر پنج ویژگی ذهن آگاهی با امتیازات پایین در سه جز فرسودگی مرتبط خواهد بود. هدف دوم این بود که این موضوع را آزمایش کنند که آیا اثر ذهن اگاهی به پیش بینی هر جز فرسودگی بیش از حد و بالاتر متغییرهایی که قبل تر توسط مدل JD–R توضیح داده شده اند(ویژگیهای رفتاری، منابع محل کار و خواستههای محل کار)، ادامه میدهد یا خیر. این طور فرض شده است که ذهن آگاهی یک پیش بینی کننده ی معین در خصوص خستگی احساسی، بدبینی و از دست دادن اثر بخشی در تاثیر بیش از حد و بالاتر منابع محل کار و خواستههای محل کار باقی میماند.